eitaa logo
مجله تربیتی خورشید بی نشان
797 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
5.8هزار ویدیو
355 فایل
ارتباط با مدیر کانال @mahdavi255
مشاهده در ایتا
دانلود
💐 ۲۵۰ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: خدای سبحان را شناختم از در هم شکستن اراده‌ها و گشوده شدن گره‌های دشوار و در هم شکسته شدن تصمیم‌ها. 🌺 وَ قَالَ (علیه السلام): عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ، وَ حَلِّ الْعُقُودِ، وَ نَقْضِ الْهِمَم. @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 کلیپ آیت الله بهجت (ره) 🔮 « او حواسش به ما هست » 🔵👈 ماجرای شخصی که برای مشکلات اقتصادی به امام زمان (عج) متوسل شد! 🔴👈چقدر این سخن امام زمان (عج)، مثل آرام بخشی برای این روزهای ماست... (عج) 🌺 الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم 6⃣ دوستان خود را در تماشای های ارزشمند این کانال شریک کنید. ⬇️⬇️ @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجله تربیتی خورشید بی نشان
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ #از_روزی_که_رفتی #فصـل_چهارم #قسمـت_هفده نجابت داره که فکر هر مرد نجیبی رو درگیر خو
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ موقع جمع کردن میز، رها همانطور که پشت به مردها ایستاده و ظرف ها را تمیز میکرد و در سینک می گذاشت گفت: به نظرتون هیچ وقت مشکلات و فراز و نشیب های زندگی تموم میشه؟ برگشت و نگاهش را به نگاه صدرا دوخت: همین چند وقت پیش بود که رامین اومد و قصد خراب کردن زندگیمون رو داشت! رفتن آیه و ارمیا و حاج علی! معصومه و آزادی و مهدی که ممکنه از پیش ما بره! الانم رویا! کی بازی تموم میشه؟ احسان گفت: بهتره من برم. شب خوبی بود. صدرا مقابل رها ایستاد: هیچ وقت تموم نمیشه! مهم این که پشت به پشت هم جلو بریم! کم نیاریم! اگه یکی کم آورد، اون یکی دستش رو بگیره! زندگی جریان داره! مهم اعتماد و علاقه است! مهم ایمان و ایستادگی ماست! رویا یک اتفاق فراموش شده است! رها سر به زیر شد و پرسید: هیچ وقت پشیمون نشدی؟ صدرا بدون تردید گفت: معلومه که پشیمونم! رها لب گزید تا لبان لرزانش را صدرا نبیند اما دید. دید و لبخند زد و صدایش رنگ محبت گرفت: هزاران بار حسرت خوردم. قطره ای اشک روی صورت رها فرود آمد. صدرا قطره اشک را با سرانگشتش گرفت: حسرت خوردم که ایکاش جور دیگه با تو آشنا میشدم. جور دیگه با هم ازدواج میکردیم! رها نگاه پر آبش را به نگاه خندان صدرا دوخت و صدرا باز هم ادامه داد: کاش برات بزرگترین جشن عروسی رو میگرفتم. کاش بهترین ماه عسل رو برات مهیا میکردم! تو لایق بهترین ها بودی و هستی! حسرت خوردم که پدرم تو رو ندید، سینا تو رو ندید! حسرت روزهایی از عمرم رو میخورم که بی تو گذشت! حسرت لحظه هایی که تو رو داشتم و ندیدمت و دنبال رویایی پوچ رفتم! تو منو از منیّت رها کردی! تو منو از خودبینی رها کردی! تو من بنده ی خدا کردی ، تو بهترینی رها ، حسرتم اینکه حسرت های زیادی ...... ⏪ ... 📝 🍒 @khorshidebineshan ⭕️ برای رفتن به پارت اول رمان 😍👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/13294 📗 📙📗 📗📙📗
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ به دلت گذاشتم؛ روز آمد و کار و فعالیت آغار شد. در خانه زهرا خانم بود و رها. رهایی که چند وقتی بود، فعالیتش را به کمک های داوطلبانه برای مراکز بهزیستی و سالمندان محدود کرده بود. امروز مادر و دختر مانده بودند. زهرا خانم در حال پوست کندن سیب بود که بغضش شکست. رها مادر را آغوش گرفت. رها: چی شده مامان؟ زهرا خانم: دلم برای حاج علی تنگ شده. دلم برای آیه تنگ شده. دلم برای ارمیا تنگ شده. این سالها به هموش ُاخت گرفته بودم! با حاج علی تازه فهمیده بودم زندگی میتونه زیبا باشه. ِ رها سر مادر را نوازش کرد: منم دلم تنگه! حاج علی پدر بود. ٱیه خواهر بود. ارمیا برادر بود. منم گاهی دلم میخواد بترکه! زینب رو که میبینم، ایلیا رو که میبینم، دلم آتیش میگیره براشون. زهرا خانم گله کرد: کاش لااقل حاجی بود، من با این بچه ها چکار کنم؟ حاجی که رفت پشتم خالی شد. چرا خدا خوشبختی رو اینقدر دیر به من نشون داد و زود گرفت؟ رها دلداری داد: خیلی از مردم هیچ وقت طعم خوشبختی رو نمیچشن! خیلی از مردم در حسرت میمیرن. این سالها که خوشبخت بودی، آرزوی خیلی هاست. الان خیلی چیزها داری که زمان زندگی با بابام نداشتی. الان حداقل یک حقوق داری که مستقل باشی و نیاز به کسی نداشته باشی! حاجی و آیه یک خونه براتون گذاشتن که بی سقف نباشید! بچه ها هم که هر کدوم حقوق پدراشونو میگیرن و خرج زندگیتون لنگ نمیمونه! نگران بچه ها نباش! ما هستیم! سیدمحمد هم هست! این بچه ها امانت های مهم ما هستن. زهرا خانم گفت: چند روزه گوشی زینب زنگ میزد و زینب جواب نمیداد. نگران بودم که کی هست و چکار داره. دختر جوانه و آدم میترسه خب. ⏪ ... 📝 🍒 @khorshidebineshan ⭕️ برای رفتن به پارت اول رمان 😍👇 https://eitaa.com/khorshidebineshan/13294 📗 📙📗 📗📙📗
مجله تربیتی خورشید بی نشان
#داستان_مهدوی #قسمت_اول 💢سفر به آینده تاریخ 💢 دوستم سلام✋، با چه انگیزه ای این متن را مطالعه می کن
💢سفر به آینده تاریخ شماره ۲ 💢 .......سفیانی سپاهی را به مدینه فرستاد وتوانست این شهر را هم تصرّف کند.😔 اکنون، سفیانی در اندیشه تصرّف شهر مکه است؛ زیرا شنیده است امام زمان در این شهر ظهور می کند. او دستور داده تا تعدادی از سربازانش به مکه بروند واین شهر را محاصره کنند. اکنون شهر مکه در تصرّف سپاهیان سفیانی است.😞 سؤالی ذهن مرا به خود مشغول کرده است :🤔 امام زمان ویاران او چگونه این حلقه محاصره را خواهند شکست سپاهیان سفیانی با دقّت همه راه های ورودی شهر را کنترل می کنند. آماده شو❗️ ما باید به بیرون شهر برویم، همان جایی که قرار است جوانی ماه رو وارد شهر شود. آنجا را نگاه کن❗️ آیا آن جوان سی ساله را می بینی که به شکل وشمایل یک چوپان است او در دست خود یک چوب دستی دارد وآرام آرام از میان سپاه سفیانی عبور می کند. خیلی عجیب است❗️ سپاه سفیانی که نمی گذارند هیچ کس وارد شهر شود، چرا مانع ورود این جوان نمی شوند نمی دانم او را شناختی یا نه جان من فدای او💚 این جوان، همان مولای من وتوست 🤗 که به امر خدا به شکل یک چوپان، وارد شهر می شود. او از راه دوری آمده است. او از "یمَن" به "مدینه" رفته ومدّتی در شهر پیامبر منزل کرده است وبا حمله سپاه سفیانی به مدینه🕌، از آنجا خارج شده واکنون به مکه رسیده است. صورت نورانیش چون ماه شب چهارده می درخشد 🌕 به گونه راستش نگاه کن❗️ آن خال زیبا را می بینی که چون ستاره ای می درخشد✨ این جوان، فرزند پیامبر است ومی آید تا دین جَدّش را زنده کند... امام وارد شهر می شود و در کنار کوه های این شهر منزل می گزیند. شهر مکه، شهر خدا وکعبه🕋، محور خداپرستی است وچون هدف امام، ریشه کن کردن کفر است، حرکت خود را از مکه شروع می کند. هنوز تا زمان ظهور، فرصت باقی است. امام زودتر به مکه آمده است تا برای انجام کارهای مقدماتی رسیدگی کند........ 🔚.. ✍تنظیم شده در واحد تحقیق و پژوهش •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• ✅ما را در ایتا دنبال نمایید👇: @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
رسم دست بوسی پدرومادرها رادرخانواده ها باب کنید. نوه ها ببینند که پدرومادرش برای احترام دست والدینش را می بوسد این از نظر تربیتی اثر ویژه ای دارد. [کتاب من دیگر ما ] استاد عباسی ولدی join @khorshidebineshan
فرزندتان را آنقدر وابسته خود نکنید که نتواند هیچ کاری را خودش انجام دهد از روی محبت هم رهایش نکنید تا هر کاری خواست بکند [کتاب منِ دیگرِ ما ] استاد عباسی ولدی Join @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔶 یکی از راه های درمان سردرد با طب سنتی 🔺اين كليپ را انتشار دهید تا به هموطنامون خدمتی كرده باشيم🔻 📚:حکیم خیراندیش 🍏 @khorshidebinesan 🌿
✍9 فایده زیتون برای بدن سلامت قلب بهبود جریان خون ضدالتهاب‌ تقویت استخوان سلامت مغز تنظیم قندخون ضدسرطان افزایش جذب موادمغذی تنظیم اشتها ☜【طب شیعه】 🍏 @khorshidebinesan 🌿