eitaa logo
مجله تربیتی خورشید بی نشان
797 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
5.8هزار ویدیو
355 فایل
ارتباط با مدیر کانال @mahdavi255
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥نسل بعدی جریان مقاومت البته ان شاالله این نسل دیگه سرباز مستقیم امام عصر(عج) خواهند شد. ╭─┅🍃🌺🌸🌺🍃┅─╮ بما بپیوندید 👇 .@khorshidebineshan ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌️بلاگرهای دروغگو دنبال فالور ، برای فروش پکیج به دین و قرآن هم رحم نکردند ! ╭─┅🍃🌺🌸🌺🍃┅─╮ بما بپیوندید 👇 .@khorshidebineshan ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
20.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥من آدم مذهبی نیستم اصلا ،اما ببینید این قرآن در این حجم آتش گرفتگی ،نسوخت ╭─┅🍃🌺🌸🌺🍃┅─╮ بما بپیوندید 👇 .@khorshidebineshan ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اگر میخواید بدونید چرا عملیات پاسخ به ترور شهید هنیه به تاخیر افتاده ،‌ سردار حاجی‌زاده پاسخ شما رو میده! فرق میکنه کی وزیر باشه ... ╭─┅🍃🌺🌸🌺🍃┅─╮ بما بپیوندید 👇 .@khorshidebineshan ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ تلخ تر از ترور سید حسن! 🔹 چهل و پنج سال است که جمهوری اسلامی به جهان اعلام کرده که اسرائیل را به عنوان "کشور" به رسمیت نمی شناسد و این حقیقتی است که حتی کودکان مدرسه نرفته ما می دانند! ▪️طرف با ۱۰۰ نفر خدم و حشم به نیویورک رفته و بارها و بارها رژیم صهیونیستی را کشور خطاب کرده و در تمام هیات همراه یک نفر باسواد پیدا نشده که به این پیرمرد پرحاشیه بفهماند اسرائیل کشور نیست!! ( شاید هم به شکلی"ظریف" قرار بوده رئیس جمهور ایران به رسمیت و موجودیت این رژیم جعلی اعتراف کند!) ▪️اگر پزشکیان نمی داند چه می گوید و از عواقب حقوقی سخنانش مطلع نیست ،مطابق قانون اساسی(به علت ناتوانی در انجام وظایف)باید کنار برود و اگر می داند چه می گوید که باید توسط مجلس و به علت عدم کفایت سیاسی عزل شود ! ▪️حزب الله و سیدحسن و حاج قاسم و...بیش از ۳ دهه نجنگیدند تا یک "فرد بی تخصص" در جایگاه ریئس جمهورِ ایرانِ اسلامی، رژیم صهیونیستی را کشور خطاب کند! ▪️پزشکیان دیگر چه باید بکند تا مجلس و نمایندگان آن به خود بیایند؟ آیا منتظرند که رئیس جمهور پس از دیدار اشتباهی با کارشناس مشهور اسرائیلی، یک ملاقات اشتباهی هم با نتانیاهو داشته باشد؟ 👤 دکتر کوشکی ╭─┅─🍃🌺🌸🌺🍃─┅─╮ بما بپیوندید 👇 .@khorshidebineshan ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
🔴 سید حسن چطور شهید شد؟ ‏ ╭─┅🍃🌺🌸🌺🍃┅─╮ بما بپیوندید 👇 .@khorshidebineshan ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
سلام روزتان مهدوی 🌹۵ صلوات🌹 برای سلامتی وظهور اقا بفرستید ان شاءالله داستان جدید خاطرات واقعی * تقدیم نگاه مهربانتان میشود.👇👇👇
🌸🍃 عاطفه مریم نگاهم کرد و گفت پس اشرف خانم و حسین آقا کجان؟ گفتم اون ها هم صبح رفتن گفتن میرن لباس عوض کنن شب برمی گردن مریم بهم خیره شد و گفت خیلی برات خوشحالم عاطفه دیدن این شوق پر استرس توی چهره‌ات آرزوم بود دستشو گرفتم و گفتم یه چیزی بگم؟ فقط خود خدا میدونه که تو چه بحرانی تو رو سر راهم قرار داد هر روزی که میگذره بیشتر مطمئن میشم که معنی رفیق و رفاقت یه چیز دیگه است تو رفاقتد در حق من کامل کردی مریم دستمو فشرد و گفت رفاقت با تو بزرگترین افتخار منه تو برای من ... دوباره صدای در بلند شد که مریم حرفش رو ادامه نداد و گفت فکر کنم امروز اصلا موقعیت خوبی برای ابراز احساسات من و تو به هم نیست پاشو برو درو باز کن بدو بدو با عجله تا در رو باز کردم سروش برگشت سمت در و گفت سلام طبق عادتم سرم رو پایین انداختم و گفتم سلام خوبین؟ جوابی نداد که ریزریز نگاهش کردم و گفتم بفرمایید به لامپ های درشت دستش نگاه کرد و گفت اینها رو آوردم ظهر سیامک بیاد وصلشون کنه کنار رفتم و گفتم زحمت کشیدین داخل اومد تا خواست خم بشه و آنها رو زمین بذاره آخ کوتاهی گفت جلو رفتم و گفتم بدین من میذارم اما همین که بی اختیار دستم به دستش برخورد کرد دستمو عقب کشیدم و یک لامپ افتاد زمین و خورد شد با صورتی جمع شده خندید و گفت چه کار کردی دختر من همچنان بی حرکت ایستاده بودم که نگاهم کرد و گفت فدای سرت لب جنبوندم و اهسته گفتم ببخشید لبخند پررنگی زد و گفت مهم نیست خودتو ناراحت نکن یه چند تا دیگه خونه هست میرم یکیشونو میارم تو قدم برداشت بره سمت در چشممون افتاد به شخصی که اونجا ایستاده بود من شوکه اما سروش مسلط پرسید بفرمایید کاری داشتید ؟ فریبا با شنیدن سوال سروش نگاهش رو از من به سروش داد لبش رو خیس کرد و با مکث گفت با شما کاری ندارم سروش سر برگردوندو گفت عاطفه جان بیا ببین این خانم چی کارت داره فریبا پله رو پایین اومد به اطراف حیاط نگاهی انداخت و گفت انگار چیزی تغییر نکرده به من زل زد و ادامه داد جز ذات آدمها سروش رو به من گفت من میرم لامپ ها رو بیارم دوباره تا قصد رفتن کرد فریبا گفت راستی الان باید بهتون تبریک بگم؟ لبخند کجی زد و ادامه داد یا تسلیت ؟ سروش بی‌توجه قدم برداشت اما فریبا بلند پرسید چه بلایی سر برادرم آوردی؟ سروش جوابی نداد که فریبا نزدیکم شد و پرسید فریبرز کجاست؟ با نفرت به چشمام نگاه کرد و گفت چرا بازیش دادی؟ چرا فراریش دادی؟ بغض کرده قبل اینکه چیزی بگم سروش گفت آدرس رو اشتباه اومدین اینجا نباید دنبال برادرتون بگردین زده در رفته فعلا به خاطر تدارکات ازدواجم فرصت نشده اقدام به شکایت کنم اما بعید هم نیست اینم عین پرونده قاچاقش بزرگ ترش براش کارشو راه انداخته باشه و راهیش کرده باشه بندر سروش ابرویی بالا انداخت و گفت بهتره این سوال رو از پدرتون بپرسید الانم اگر دیگه سوالی ندارید ما به کارمون برسیم فریبا گفت برادر من هر کاری کرده بخاطر ... سروش فوری گفت به خاطر همون ذاتیه که گفتین فریبا سر تکون داد به من اشاره کرد و گفت به خاطر این خانوم بوده به خاطر این آدم که با وعده هاش عقل و هوش برادر ساده دل منو برد سروش با اخم چشم روی هم گذاشت و گفت خانوم محترم با صدای آهسته گفتم آقا سروش لطفاً این بحث رو ادامه ندین با بغض به فریبا نگاه کردم و گفتم این بحث برای ما تموم شده است من نه مسئول کارهای خطای برادرتم نه مسئول افکارات اشتباه خودت فریبا گفت افکار اشتباه ؟ چه اشتباهی؟ اگر اشتباه بوده پس چرا شما با همین؟ اگر تو مسئول کارهای برادر من نیستی پس کی مسئول شه؟ فریبا با بغض ادامه داد مسئول نابود شدنش جز تو تویی که دلت از اولم بااین بود ولی به فریبرز دروغ گفتی تویی که باعث شدی دو هفته شب و روز دنبالش بگردیم دنبال برادری که تو به بازیش گرفتی فوری اشکش رو پاک کرد و گفت راستی عزیز خانم از گذشته چیزی میدونه؟ از گذشته‌ی به سروش اشاره کرد و گفت این آقایی که قرار دومادش بشه از دروغ هایی که بهش میگفتی از قرارهایی که جور میکردی سست و وارفته با یادآوری گذشته چشم روی هم گذاشتم که مریم که از خونه بیرون اومد و صدام زد فریبا اما به مریم نگاهی انداخت و گفت شما هم خوب تماشا کن آخر عاقبت ۱۰ سال رفاقت بی منت چیه فریبا نزدیک ترم شد و گفت تو یک دزد قهاری عاطفه دزد احساسات آدم ها تو با همین چهره و قیافه مظلوم احساسات آدم ها رو می‌دادی اشک ریختم و بدو بدو رفتم توی خونه... مریم لیوان آب قند رو هم زد و گفت الان برای چی زانوی غم بغل گرفتی من نمیفهمم شاکی گفتم ندیدی چیا گفت مریم گفت بگه مگه مهمه؟ اون از حسادتش گفته تو چرا به هم ریختی؟ خودم حقش رو گذاشتم کف دستش ردش کردم رفت ╭─┅─🍃🌺🌸🌺🍃─┅─╮ بما بپیوندید 👇 .@khorshidebineshan ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 روایتی جالب در مورد تجربیات شهودی شهدا 🔹 پاسخ به سؤالی که مقام معظم رهبری مطرح می‌کند را در روایتی از امام سجاد علیه السلام ببینید. ➕ با مطالعات تطبیقی قرآن و حدیث و گرایش‌های مختلف آن آشنا شوید... 🎙 ارائه حجت الاسلام محمد سعادتمند ╭─┅🍃🌺🌸🌺🍃┅─╮ بما بپیوندید 👇 .@khorshidebineshan ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
14.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ویدئوی جدید ✌️ 👈 این قسمت: تنها راهکار دولت: ایجاد موج گرانی ...