🍃🍒
#هــاد💚
#قسمت_هفتاد
شروین که احساس می کرد آب خنک آرام ترش کرده سری تکان داد.
-شما هفته پیش اومدید برای رفع اشکال. اشکال هایی که برای شما پیش اومده نشون میده خیلی دقیق درس می خونید . من نمرات سال های گذشتتون رو دیدم. فکر کنم شما بتونید کمکم کنید
-چه کمکی؟
-قرار شد جواب مسئله ها رو بنویسیم. یادتون که هست. اما مسئله ها زیاده و با این مشغله ای که من دارم فکر نمی کنم به موقع آماده بشه، چون فصل های قبلی هم هست
- خب همه کتابها حل المسائل داره
-نه متأسفانه. این کتاب جدیده، بنابراین مجبوریم خودمون مسائل رو حل کنیم
-خودمون؟
-می خواستم اگه برای شما مشکلی نداره مسائل فصل های گذشته رو حل کنید
شروین که سعی می کرد دستپاچگی اش را لو ندهد گفت:
- من؟؟ نمی تونم، یعنی بلد نیستم
-اگر مشکلی داشتید کمکتون می کنم. آخرش هم خودم یه بازنگری می کنم
-همش رو؟
- بعضی هاش تکراریه. کنار مسئله هایی که باید حل بشه علامت زدم
شروین - که در دلش داشت به هرچه نویسنده کتاب بود لعنت می فرستاد- سر تکان داد.
-اگر براتون مقدور نیست می تونید قبول نکنید. راحت باشید. مطمئن باشید مشکلی پیش نمیاد. هرچند اگر قبول کنید لطف بزرگی کردید
- باشه. سعیم رو می کنم
-مزاحم بقیه درس ها نیست؟
- من درس ندارم
شاهرخ کتاب را به شروین داد.
- واقعاً ممنونم. لطف کردید
شروین سری تکان داد. صدای در بلند شد.
بہ قلــم🖊:
ز.جامعے(میم.مشــڪات)
@khorshidbineshan
🍃🍒
🍃🍒
#هــاد💚
#قسمت_هفتاد_ویک
- بفرمائید
پسر جوانی بود. به نظر می رسید استاد از دیدنش خیلی خوشحال شده. چون بلند شد و به استقبالش رفت. با هم دست دادند و در آغوشش گرفت.
-هادی جان شما بشین. من الان میام
پسر جوان نگاهی به شروین کرد و نشست. شاهرخ رو به شروین که به سمت در می رفت گفت:
-اگه بتونی تا دو هفته دیگه تمومش کنی خیلی عالیه
-دو هفته؟ سعی می کنم اما قول نمی دم
وقتی از اتاق خارج شد صدای شاهرخ را می شنید که با مهمان جدیدش حال و احوال می کرد:
-خب آقا هادی کم پیدا شدید، چه خبر از اون ورا؟
دم در سالن که رسید نگاهی به اطراف انداخت. خبری از سعید نبود. کتاب را توی کیفش گذاشت. دست هایش را توی جیبش کرد و در حالیکه سرش را پائین انداخته بود وارد حیاط شد. با سنگ ریزه های جلوی پایش بازی می کرد.
- خوشم میاد باحال ضایع می شی
سربلند کرد. سعید بود که روی صندلی نشسته بود.
-نیازی به مشت و لگد نیست. مثل آدم هم بگی میرم
شروین خندید. سعید کنارش راه افتاد.
-با اجازه
-واقعاً پوست کلفتی. فکر کردم قهری
-ا وا خواهر، اینا چه حرفیه، بلا به دور، شما یه خطایی کردی. بخشش از بزرگونه مادر!
شروین لبخند زد.
-حسابت رو رسید؟ چند نمره افتادی؟
شروین که دوبارهیادش آمدچه اتفاقی افتاده با اوقات تلخی گفت:
- کاش نمره کم می کرد. آخر ضد حاله. می گه مسئله حل کن. گیر سه پیچ داده، ول کن ما هم نیست
-خودت شروع کردی؟ نگفتم باهاش کل کل نکن؟
-لعنتی، چهار فصل رو انداخت گردنم
-به زور باتوم در راستای کمک به علم خدمت می کنید؟
بہ قلــم🖊:
ز.جامعے(میم.مشــڪات)
@khorshidbineshan
🍃🍒
🍃🍒
#هــاد💚
#قسمت_هفتاد_ودو
-خر شدم، با اون ضایع بازی که قبلش درآوردم گفتم شاید اینجور بهتر باشه
-حالا چرا تو؟ محسن که درسش بهتره
-فکر کنم می خواد مچ بگیره. نزدیک بود لو برم. بو برده می خواستم با اون سوالها حالش رو بگیرم. خیلی زرنگه . نمی دونی چه سریشیه! یکی نیست بگه حل می کنی بکن. چه کار داری طرف فهمید یا نه. هی ازت سوال می کنه. مجبورت می کنه گوش بدی
-می خوای چه کار کنی؟
-چه می دونم. اینم شده قوز بالا قوز
-برا تو که بد نیست. از یکنواختی خسته شده بودی، دنبال سرگرمی می گشتی
- بخشکی شانس
-قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی دچار آید. خوردی؟ حالا هستش رو تف کن. بی خیال، بالاخره هرکی یه خریتی می کنه. می خوای بریم یه هوایی عوض کنیم؟
-نمی دونم. حوصله خونه رو ندارم. دیگه حالم از اون قبرستون به هم می خوره
-خودت کردیش قبرستون. با اون خونه چه کارا که نمیشه کرد!
-آخه چقدر پارتی؟ چند روز؟
-کاش می شد من جام رو با تو عوض کنم . خونه به این باحالی. فقط پیانوت اندازه یه ماشین می ارزه!
-وقتی برای هیچ کس ارزشی نداری، وقتی کسی نمی پرسه زنده ای یا مرده؟ پیانو به چه دردت می خوره؟
-حالا مگه از ما که می پرسن چی گیرمون می آد؟ این چیزا برا آدم نون و آب نمیشه. با این همه پول که زیر دست توئه می شه حال دنیا رو کرد اونوقت تو می خوای ازت بپرسن حالت چطوره؟
-تو خونه ما آدمها و زندگی یه بخشی از پولن. مازندگی می کنیم که پول دربیاریم. هیچ لذتی از اون همه پول نمی بریم. فقط هی اضافه می شه
-تازگی ها خیلی فیلسوف شدی. ول کن این حرفا رو
شروین نگاهی به بغل کرد تا بپیچد:
-از دور می بینی، نمی فهمی چه می گم
-می تونی یه کارگر بگیری، دوتومن بهش بدی، مطمئن باش روزی هزار بار ازت می پرسه حالت چطوره؟ زنده ای یا مرده؟
بہ قلــم🖊:
ز.جامعے(میم.مشــڪات)
@khorshidbineshan
🍃🍒
🌸پند لقمان🌸
🌼🌺🌸❤️💚🍃💐🌿🌷
لقمان حكیم پسر را گفت: امروز طعام مخور و روزه دار، و هرچه بر زبان راندی، بنویس. شبانگاه همه آنچه را كه نوشتی، بر من بخوان. آنگاه روزهات را بگشا و طعام خور. شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند. دیروقت شد و طعام نتوانست خورد. روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد. روز سوم باز هرچه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند، آفتاب روز چهارم طلوع كرد و او هیچ طعام نخورد. روز چهارم، هیچ نگفت. شب، پدر از او خواست كه كاغذها بیاورد و نوشتهها بخواند. پسر گفت: امروز هیچ نگفتهام تا برخوانم. لقمان گفت: پس بیا و از این نان كه بر سفره است بخور و بدان كه روز قیامت، آنان كه كم گفتهاند، چنان حال خوشی دارند كه اكنون تو داری.
♥️♥️♥️♥️♥️♥️
@khorshidbineshan
♥️♥️♥️♥️♥️♥️
هدایت شده از بیداری ملت
🔴 #آخر_چرا_خفه_نمیشوی !؟
▪️فقط همین را کم داشتیم که بیاید نخود آش گاندو بشود !!!
▪️پای علی مطهری هم به پرونده #گاندو باز شد !
▪️او هم به حرف آمده که : سریال «گاندو» بیشتر #تخیلی بود تا واقعی !
👈او همچنین گفته : من این اقدامات را #افراطی و دنباله اقدامات کسانی میدانم که مصمم بودند برجام اجرا نشود و آنقدر کارشکنی کردند تا به هدفشان رسیدند و زمینه خروج ترامپ از برجام فراهم شد!
😏بنده حقیر عار دارم که برای حرف های سخیف علی مطهری بعنوان یک شخصیت #حقیقی پاسخ بنویسم !
☝️اما از جهت اینکه این شخص #نماینده من در مجلس است لازم شد او را #ملزم به پاسخگویی کنم !!!
1️⃣اول از همه از علی مطهری سوال می کنم که :
👈دستگیری جیسون رضائیان هم تخیلی بود !؟
👈دستگیری آن جاسوس در دفتر حسام آشنا هم تخیلی بود !؟
👈نازنین زاغری هم تخیلی بود !؟
👈نزار زاکا هم تخیلی بود ؟
👈سیامک نمازی چی !؟
👈سید امامی چی !؟
✋🏻وخیلی های دیگر ....
👆🏻اینها که واقعی بودند !
👈خب کدام عکس العمل مثبت را در مورد این کارهای بزرگ و با ارزش برای کشور نشان دادی !؟
2️⃣دوم : آقای مطهری کجای گاندو شما را به #هذیان گویی کشانده !؟
👈اینکه جاسوس بزرگی همچون جیسون رضائیان را بچه های سپاه به تور انداختند !؟
😏یعنی باید می گذاشتند جیسون رضائیان دفتر رئیس جمهورمان را جارو می کرد و بعد صدایتان در می آمد که مگر اطلاعاتی ها چکار می کردند که این جاسوس دارو ندارمان را برد !!!؟
▪️خب مرد ناحساب تو بگو چگونه این جاسوس به آن مراتب #بالا نفوذ کرده بود !؟
▪️غیر از این بود که با #واسطه های پر نفوذی در دولت این اتفاق افتاده بود !؟
✋🏻خب مگر #گاندو چیزی غیر از این را نمایش داد !؟
👈مگر دوستانتان در دولت از #مبادله این جاسوس بعنوان یک امتیاز مثبت در جریان امضای برجام استفاده نکردند !؟
▪️این را هم #انکار می کنید که جیسون چنان برای آمریکا مهم بود که آنهمه #دلار را بخاطرش پرداخت کرد !؟
▪️کجای گاندو شاخ به پهلوی شما زده که آن را رفتاری #افراطی می دانید !؟
3️⃣سوم : جناب مطهری برجام را #افراطی ها #خراب کردند !؟
😏یعنی افراطی ها کاری کردند که #ترامپ از برجام خارج شد !؟
☝️اما ترامپ که چیز دیگری می گوید !؟
😏نکند ترامپ هم #نفوذی افراطیها در دولت امریکاست !؟
👈این #احمقانه نیست که شما بگوئید علت اجرا نشدن برجام #افراطی ها بودند و #ترامپ بگوید این برجام از همان ابتدا #اشتباه و مایه #شرمساری آمریکاست !؟
4️⃣چهارم : جناب مطهری یادتان هست که گفتید اگر #حق را نگویم #خفه می شوم !؟
😊پس چرا در این شش سال #حق_مردم را به #دولت نگفتید !؟
👈پس چرا #خفه نشدید !!!؟
😣شما نماینده مردمی بودید که #آرزو به دلشان ماند یکبار از #حقوق انها #دفاع کنی !؟
👈آیا نظارت بر #بازار وظیفه دولت نبود !؟
👈آیا گرانی کمرشکن و بی خانمانی مردم را نمی بینید !؟
👈آیا وظیفه نمایندگی شما نبود که بجای عربده کشی در مورد #گاندو و دفاع از #برجام آمریکا و دفاع از رفتار #جاسوسان !! از #حق مردمی که نماینده آنها بودی #دفاع می کردی و از دولت می خواستی تا بر این بازار آشفته نیازمندی های مردم #نظارت کند !؟
👈آیا تو نماینده مردمی نیستی که بخاطر #گرانی اجاره بهای منزل به #کانکس نشینی و #حاشیه نشینی شهرها مجبور شدند !؟
😡آخر چرا از #نگفتن حق #خفه نمی شوی تو !!؟
#هوشیار_باشیم
#سیاسی
#سرطان_اصلاحات
#کارنامه_اصلاحطلبان
🔴به کمپین #بیداری_ملت بپیوندید👇
http://eitaa.com/joinchat/963837952Cb758f6bd13
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✍چگونه طب ایرانی اسلامی معجزه میکند؟
🔺اين كليپ را انتشار دهید تا به هموطنامون خدمتی كرده باشيم🔻
📚حکیم خیراندیش
🍏🌿 @khorshidbineshan
🔆💠🔅💠﷽💠🔅
💠🔅💠🔅
🔅💠🔅
💠🔅
🔅
✅رفع دندان درد با روغن حنظل
✍امام کاظم (علیهالسلام): «فان کان الضرس لا اکل فیه وکانت ریحا قطر فی الاذن التی تلی ذلک الضرس. لیالی کل لیله قطرتین، او ثلاث قطرات یبرا باذن الله
اگر دندان خورده نشده (سوراخ نشده) و صرفاً یک آبسه یا ریح است، از «روغن هندوانه ابوجهل» در «سوراخ گوشی» که در سمت دندان مورد نظر است، چند قطره بریزید، چند شب (سه الی پنج شب) و هر شب، دو الی سه قطره بریزید، به اذن خدا خوب میشود.»
از کرامات اهل بیت علیهم السلام است که بیش از هزار سال پیش، برای درد دندان ،توصیه به ریختن روغن حنظل ،داخل گوش می فرمایند! یعنی همان جایی که تمام رشته های عصبی دندان یکجا جمع میشوند و ریشه ی اعصاب دندان هاست!
📚الاصول من الکافی، شیخ کلینی،
ج ۸، ص ۱۹۴
☜【طب شیعه】
🍏 @khorshidbineshan🌿
🔅
💠🔅
🔅💠🔅
💠🔅💠🔅
🔆💠🔅💠🔅💠🔅
برخوردهای «حالی به حالی» والدین با بچه ها آسیب زننده ترین رفتار با آنها است!
در این برخورد والدین هر موقع حال خودشان خوب باشد، با فرزند خود برخورد خوبی داشته و هر زمان حالشان بد است، او را تخریب میکنند!
تا زمانی که والدین با این شیوه "حالی به حالی" با فرزندشان برخورد کنند، او در مورد تصمیم هایش گیج میشود و فکر میکند مشکل از اوست و این شیوه غلط تربیتی به نسلهای بعدی نیز تعمیم مییابد همانطور که رفتارهای غلط امروز والدین نیز نشاندهنده همین تربیت نادرست نسل های گذشته است.
#کانال_تربیتی 👇
Join @khorshidbineshan
والدین امروزی خیلی بیش از نسل قبل برای فرزندان خود هزینه میکنند وبخش اعظمی از این هزینه صرف رشوه دادن به آنها میشود
سعی کنید از طریق درونی کردن عادات خوب، فرزندتان را به انجام دادن کارهای خوب تشویق کنید.
@khorshidbineshan
تکنیک های رفتار با نوجوانان
از اعمال نظارت های مستقیم بپرهیزید.
در دوره نوجوانی نظارت مستقیم جواب نمی دهد. نظارت مستقیم برای 2 دوره ۶ ساله اول زندگی کودک، نه تنها بسیار خوب است بلکه لازم هم هست. در این 2 دوره فرزندان هم به نظارت مستقیم والدین هیچ واکنشی نشان نمی دهند. اما زمانی که فرزندان وارد دوره نوجوانی (بین 12 تا 20 سال) می شوند اگر نظارت والدین مستقیم باشد، معمولا فرزند آن را تحمل نمی کند و ممکن است در برابر آن واکنش های بسیار تندی هم داشته باشد.
این که فرزندان نتوانند در دوره نوجوانی نظارت مستقیم را تحمل کنند، ایراد از والدین آن هاست که او را مورد نظارت مستقیم قرار می دهند. نوجوان وقتی خودش را تحت نظارت مستقیم والدین می بیند احساس می کند به حریم شخصی اش تجاوز شده است، بنابراین بسیار طبیعی است که واکنش منفی نشان دهد.
Join @khorshidbineshan
هر چه انرژی برای فرزند پروری دارید
تا ۱۲سالگی فرزندتان بکار بگیرید ️چراکه بعد از آن، اثر بخشی تربیت به شدت کاهش مییابد.
والدینی که با مشاهده بحرانهای رفتاری نوجوان تازه به فکر تربیت می افتند با سختی زیادی روبرو می شوند.
Join @khorshidbineshan
🍃🍒
#هــاد💚
#قسمت_هفتاد_وسه
شروین لبخندی زد و سر تکان داد. سعید که داشت شیشه عینکش را تمیز می کرد نگاهی به شیشه اش انداخت،عینک را به چشم زد و گفت:
-بی خیال. امروز می خوای حال آرش رو بگیری؟ اون روز خیلی کرکری می خونه
شروین شانه ای بالا انداخت. سعید زیر چشمی نگاهی به شروین کرد.
-ممکنه فکر کنه ترسیدی. مخصوصاً با اون باخت آخری. البته شاید بهتر باشه محلش ندی. هرچی می خواد فکر کنه
شروین جوابی نداد...
وسط بازی دو تا از بچه ها بود. وقتی تمام شد آرش گفت:
-همه حال این بازی به شرط بندیشه. پول بیشتر هیجان بیشتر. البته خیلی ها دوست دارن مثل دخترا فقط دوستانه بازی کنن
شروین نگاهی به سعید کرد. آرش ادامه داد:
- شاید هم می ترسن
-کسی با من بازی نمی کنه؟
بابک گفت:
- با من بازی کن
سعید خندید وگفت:
- تو پول می خوای همین جوری بگو
-تو و شروین تا حالا با هم بازی نکردید
نگاهی به هم انداختند.
-پایه ای؟
-سر چند؟
وقتی شروین سرش را به علامت" نمیدونم" تکان داد سعید گفت:
-می خوام یه موزیک پلیر هدفونی بخرم. 350 تومن کم دارم. باباهه هم راضی نمیشه. باید جورش کنم
-و حتماً از جیب من؟ و اگه باختی؟
- جهنم، یه ماه دیگه می خرم
بازی هایشان در حد هم بود. یکی شروین، یکی سعید، توپ آخر مال شروین بود. اگر توپ نارنجی را در پاکت می انداخت برده بود. نگاهی به سعید کرد. لبخندی زد. توپ را زد. توپ سفید
بہ قلــم🖊:
ز.جامعے(میم.مشــڪات)
@khorshidbineshan
🍃🍒