هدایت شده از فدک الزهرا | مذهبی، سیاسی و فرهنگی
💢امان از زخم زبان
حضرت ایوب را نماد #صبر میدانیم.
اما ایشان یکجا از شیطان به خدا #شکایت میکند:
به یاد آر بنده ما #ایوب را آنزمان که پروردگار خود را ندا داد که #شیطان مرا دچار #عذاب وگرفتاری نموده
🔵 سوره مبارکه ص آیه ۴۱
ایوب نبی از چه چیزی خسته شد و زبان به شکایت گشود؟
امام صادق(ع) پاسخ این سوال را در #روایتی داده اند:
شیطان به خدا گفت، چون به ایوب نعمتهای زیادی عطا کرده ای او #شاکر است.
خداوند برای اینکه به همه #عبودیت و #اخلاص ایوب را ثابت کند؛ نعمتها را از او یکی یکی گرفت تا دچار به ابتلا و بیماری شود.
تا آن زمان ایوب نبی #شاکر بود اما پس از آن به مقام #صبر میرسد.
نکته جالب اینجاست که #ایوب نبی از یک حرف آزرده خاطر شد، وقتی در بیماری سخت بود، #علمای_بنی_اسرائیل نزد او آمدند و گفتند: ای ایوب چه #گناهی کرده ای که خداوند تو را اینگونه #عذاب کرده است؟
✅ این #زخم_زبان علمای بنی اسرائیل باعث شد ایوب نبی رنجیده شود.
او در اوج نعمت، #شاکر بود و امتحان شد...
و در اوج سختی و از دست دادن نعمت #صابر بود و امتحان شد...
📚علل الشرایع ج ۱ ص ۷۶
به ما بپیوندید 👇👇👇
eitaa.com/joinchat/1789788162C471c95320f
[ #سه_منهاے_یک‼️ ]
🔴 همه اش سید حسن و عمادمغنیه
🔻اولین مصاحبه رسانه ای سردار سلیمانی درباره جنگ ۳۳ روزه پخش شد. حاج قاسم تقریباً بیشتر روزهای جنگ را در بیروت درکنار سید حسن نصر الله و عماد بودند جلسات سه نفره داشتند.
🔹 یکی از نکات مهم مصاحبه، انتساب همه موفقیت ها و ایده ها به آقاسیدحسن و عماد مغنیه بود و سردار از نقش خود هیچ حرفی نزد. در این مصاحبه الگوی کامل #اخلاص دیده شد. اخلاصی که همان امتداد خط و سیره شهدا است.
🔻 سردار سلیمانی در خاطراتی از خصوصیات اخلاقی شهیدان حاج احمد کاظمی و حسین خرازی میگوید :
"حسين و احمد رفتند در شهر، يعنی در حقيقت كليد فتح اين شهر را خدا به احمد و حسين داد و اين دو فاتح خرمشهر بودند. يعنی ما دو نفر فرمانده لشكر داشتيم كه رفتند در خرمشهر و آن هم همين دو نفر بودند؛ ..... تا زمانی كه حسين زنده بود هرگز نگفت و تا زمانی كه احمد هم زنده بود هرگز بيان نكرد. هيچ وقت ديگران كه از او تعريف كردند ما نشنيديم و خودش هم هيچ وقت چيزی از خودش نگفت."
🖌 #موسی_سلیمانی (کارشناس زمانه)
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
🇮🇷
🆔 @khorshidbineshan
🌷 بازنشر #مجاز است
#قسمت_هفتاد_و_یکم 🦋
((نوری در چهره))
قبل از #عملیات_والفجر_سه شهرک پیروزاهواز مستقر شدیم.
این ساختمان متعلق به پدافند هوایی✈️ ارتش بود که با شروع جنگ تعطیل و تبدیل به محل اسکان رزمندگان شده بود.
#جعفر_زاده از واحد تخریب آمده بودو نیرو میخواست.او شرایط کار در واحد تخریب و حساسیت موضوع را بیان کرد.
من،#آقاملایی ،#شمس_الدینی و یکی دوتا از بچه ها تصمیم گرفتیم همراهش به واحد #تخریب برویم اما بعد از او شجره صحبت کرد و از واحد #اطلاعات_عملیات گفت ،پشیمان شدیم و به واحد اطلاعات عملیات رفتیم.
به مدت دو هفته در اهواز آموزش های شناسایی و کار با قطب نما 🕧را فرا گرفتیم.
شب هجدهم یا نوزدهم ماه رمضان🌙 بود که #محمد_حسین_یوسف_الهی آمد
و تعداد هفت،هشت نفر از ما را انتخاب کرد تا به شناسایی ببرند . من از همان ابتدا که اورا دیدم و صحبتهایش راشنیدم به او علاقه مند شدم .
به گونه ای با ما رفتار کرد که انگار از قبل ما را میشناخت و آنچنان مهرش به دلم نشست که انگار مدت هاست با او دوست هستم 🙂.
واقعا رفتاری تاثیر گذار داشت امکان نداشت کسی با دیدنش مجذوبش نشود.من از شوخی خوشم نمی آمد اما وقتی محمدحسین با من شوخی میکرد نه تنها ناراحت نمیشدم ،بلکه لذت هم میبردم،چون شوخی های او از روی دوست داشتن و عشق بود،نه از باب تمسخره.
واقعا #محمد_حسین_یوسف_الهی نوری در چهره اش داشت که این نور فقط مختص خودش بود .✨
💠کجاست هم نفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چی میکشد از روزگار هجرانش
((رفتار تاثیر گذار))
برای #عملیات والفجر چهار اماده میشدیم و باید دوتا سنگر بسازیم.محمد حسین مسئول بود اما دوش به دوش ما زحمت میکشید
و گونی ها را پر از خاک میکرد و پای کار میبرد.بچه ها وقتی میدیدند فرمانده مثل خودشان کار میکند،روحیه میگرفتند
و مانند پروانه، گرد شمع وجودش حلقه میزدنند و گوش به فرمانش بودند.
تا کار سنگر سازی تمام نشد ،او مثل دیگران دست از کار نمیکشید.من هیچ وقت ندیدم او به بهانه مسئولیت ، خودش را از بقیه جدا بداند.
((نفت شهر))
#جبهه معمولا گذشت،برادری و دوستی🤝 موج میزد .اما انچه در واحد اطلاعات عملیات و در زمان مسئولیت محمد حسین دیدم در هیچ جا ندیدم .
همه فضایل اخلاقی در اینجا معنا پیدا میکرد .رفتار و کردار او باعث شده بود بچه ها نسبت به نماز توجه بیشتری داشته باشند
و زمانی که نفت شهر مستقر شدیم،بیشتر بچه ها نماز شب خوان شده بودند. عصر ها که بیکار میشدیم ،کلاس احکام و قرآن📖 میگذاشت در کنارش، مسابقات کشتی و فوتبال برگزار میکرد .
این کار های او باعث میشد آدم به وجد بیاید.🤗
من به جرأت میتوانم بگویم به قدری از محمد حسین در واحد درس گرفتم، تمام مدت حضورم در جبهه و گردان ها و واحد های دیگر نگرفتم.
#اخلاص ،ایمان و خوبی های محمد حسین به گونه ای دیگر بود که همه را علاقه مند خودش کرده بود .❤️
💠ماجرای دل خون گشته نگویم با کس
زانکه جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم
@khorshidebineshan
متن خاکریز خاطرات 1
✍️ شهید خرازی گفت: با اتوبوس میبرمت تا حالت جا بیاد
#متن_خاطره :
مرخصی داشتیم و قرار شد با حاج حسین بریم اصفهان. حاجی گفت: بیا با اتوبوس بریم. بهشگفتم: با اتوبوس؟ توی اینگرما؟ حاج حسین تا این حرفم رو شنید ، گفت: گرما؟!!! پس بسیجی ها توی گرما چیکار میکنن؟ من یه دفعه باهاشون از فاو اومدم شهرک هلاک شدم. پس اونا چی بگن؟ با اتوبوس میبرمت اصفهان تا حالت جا بیاد
📌خاطره ای از زندگی سردار شهید حاج حسین خرازی
📚منبع: یادگاران7 «کتاب شهید خرازی » ، صفحه 33
#اخلاص #تواضع #شهیدخرازی #ساده_زیستی
@khorshidebineshan
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان
❌ #چالش ۱۲
✳️ آدرسِ شهادت
🔻 #شهادت قلّه است و قلّه بدون دامنه معنا ندارد. هر قلّهای یک دامنهای دارد؛ بسیاری از ماها آرزوی رسیدن به آن قلّه را داریم؛ [خب،] باید از دامنه عبور کنیم، بایستی مسیر را در دامنهی آن قلّه پیدا کنیم و از آن مسیر برویم تا به قله برسیم؛ و الا رسیدن به قلّه بدون عبور از دامنه ممکن نیست.
⁉️ این دامنه و این مسیر چیست؟ #اخلاص است، #ایثار است، #صدق است، #معنویت است، #مجاهدت است، #گذشت است، #توجه_به_خدا است، #کار_برای_مردم است، تلاش برای #عدالت است، تلاش برای استقرار #حاکمیت_دین است؛ اینهاست که مسیر را معیّن میکند و اگر شما از این مسیر رفتید، ممکن است به قله برسید.
#⃣ #سلوک
❤️ #مثل_شهدا_زندگی_کنیم
Join @khorshidebineshan
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان