جزوه_کاربردی_ارتباط_گیری_و_مکالمه_سا.pdf
2.88M
👆👆
✅جزوه کاربردی «ارتباط گیری، #مکالمه سازنده و آموزش لهجه #عربی عراقی»
✨مخصوص ایام #اربعین حسینی
☘☘☘☘☘☘
✅آداب #زیارت
🌷قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَأْتُونَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَیَتَّخِذُونَ سُفَراً أَ مَا إِنَّهُمْ لَوْ أَتَوْا قُبُورَ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ لَمْ یَفْعَلُوا ذَلِکَ قُلْتُ فَأَیَّ شَیْءٍ یَأْکُلُونَ قَالَ الْخُبْزَ وَ اللَّبَنَ
❤️ #امام_صادق علیه السلام :
برخی از #مردم می روند به زیارت #قبر حسین علیه السلام و با خود #سفره هایی می برند همانا ایشان اگر به نزد قبور پدران و مادرانشان می رفتند چنین نمی کردند عرض کردم:
👌پس چه بخورند،
❤️حضرت فرمودند: #نان و #شیر .
🔰تهذیب الاحکام | ج 6 | ص 77
🌹الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
5⃣ با انتشار #کتاب های #دینی و #مهم کانال #نکته_های_طلایی به فرهنگ کتابخوانی کمک کنیم.
👇👇
🆔 @khorshidbineshan
base.apk
2.23M
👆👆
💠 رهایی از استرس
🌺 راهکارهای رهایی از استرس و اضطراب
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
✅ تفسير #ادب
❤️1⃣ #امام_على عليه السلام :
براى تأديب خود همين بس كه از آنچه در ديگران نمى پسندى دورى كنى.
❤️2⃣امام على عليه السلام :
در ادب بنده همين بس كه در ناز و نيازهايش كسى جز پروردگار خود را شريك نسازد.
❤️3⃣ #امام_صادق عليه السلام :
پدرم سه ادب به من آموخت ...
به من فرمود: پسرم! هر كه با #دوست بد همنشينى كند سالم نمى ماند، و هر كه گفتار خود را مهار نكند پشيمان مى گردد، و هر كه به جاهاى بد در آيد آماج #تهمت و #بدگمانى مى شود.
🔰 منابع؛
(1) بحار الأنوار : 70/73/27
🌹الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
4⃣ #نرم_افزار های #کاربردی را از کانال #نکته_های_طلایی به دوستان خود تقدیم کنیم.
👇👇
🆔 @khorshidbineshan
4_5872822226239095276.pdf
1.45M
👆👆
📗کتاب دستیابی به ضمیر ناخوداگاه و پنهان
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
⚠️ پیامد عدم ازدواج از #ترس فقر
🔻#امام_صادق علیه السلام:
🔹هر کس از ترس فقر #ازدواج نکند، نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است؛
چرا که #خداوند میفرماید:
اگر آنان #فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان میکند.
📚 منلایحضرهالفقیه،
🌹الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
5⃣ با انتشار #کتاب های #دینی و #مهم کانال #نکته_های_طلایی به فرهنگ کتابخوانی کمک کنیم.
👇👇
🆔 @khorshidbineshan
4_6037375132157084710.pdf
640.5K
👆👆
📘 #تفاوت های #زن و #مرد
✏️فاطمه شعیبی
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
❇️ شش خصلتی که در مؤمن وجود ندارد
🔻#امام_صادق علیهالسلام:
🔻در #مؤمن شش خصلت وجود ندارد:
➖ ۱. عجز و درماندگی
➖۲. خسیسی و کم خیری
➖۳. #لجاجت و سرسختی
➖۴. #دروغگویی
➖۵. #حسد
➖۶. تعدی و #ستم به #مردم
📚بحارالانوار، جلد ۷۲، صفحه ۲۰۹
🌹الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
5⃣ با انتشار #کتاب های #دینی و #مهم کانال #نکته_های_طلایی به فرهنگ کتابخوانی کمک کنیم.
👇👇
🆔 @khorshidbineshan
🚨 دستورالعمل مجرّب آیتالله بهجت(ره) برای حفظ از تمام بلایا از جمله #کرونا
💠 حجتالاسلام روانبخش میگوید: زمانی که عضو شورای اسلامی بودم یک روز به اتفاق اعضای شورا به محضر #آیتالله_بهجت رسیدیم ایشان تازه از حرم برگشته بودند همان ابتدای جلسه فرمودند که هدیهای به شما تقدیم میکنم که شما را از همهی بلاها در امان میدارد جز اجل قطعی مرگ! ایشان فرمودند این دعا از #امام_صادق علیهالسلام رسیده است و بسیار مهم است! من به افرادی یاد دادم گفتند در اتوبوسی سوار شدم تصادف کرد تنها من حفظ شدم. دعا این است:
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِیهَا مَنْ تُرید! "خدایا! مرا در پناهگاه و زره محکمت قرار بده! پناهگاهی که هر کس را بخواهی در آن قرار میدهی!"
این دعا را صبح و عصر هر روز بخوانید!
✍ @khorshidebineshan
✍ #دمشق_شهرِ_عشق
#قسمت_شانزدهم
💠 قدمی عقب رفتم و تیزی نگاه هیزش داشت جانم را میگرفت که صدای بسمه در گوشم شکست :«پس چرا وایسادی؟ بیا لباساتو عوض کن!»
و اینبار صدای این زن فرشته نجاتم شد که به سمت اتاق فرار کردم و او #هوس شوهرش را حس کرده بود که در را پشت سرم به هم کوبید و با خشمی سرکش تشر زد :«من وقتی شوهرم کشته شد، زنش شدم! تو هم بذار جون شوهرت بالا بیاد بعد!»
💠 ای کاش به جای این هیولا سعد در این خانه بود که مقابل چشمان وحشیاش با همان زبان دست و پا شکسته #عربی به گریه افتادم :«شوهرم منو کتک نزده، خودم تو کوچه خوردم زمین...»
اجازه نداد حرفم تمام شود که لباسی را به سمتم پرت کرد و جیغش را در گلو کشید تا صدایش به ابوجعده نرسد :«اگه میخوای بازم شوهرت رو ببینی، بپوش بریم بیرون!»
💠 نفهمیدم چه میگوید و دلم خیالبافی کرد میخواهد #فراریام دهد که میان گریه خندیدم و او میدانست چه آتشی به جان شوهرش افتاده که با سنگینی زبانش به گوشم سیلی زد :«اگه شده شوهرت رو سر میبُره تا به تو برسه!»
احساس کردم با پنجه جملاتش دلم را از جا کَند که قفسه سینهام از درد در هم شکست و او نه برای نجات من که برای تحقیر #شیعیان داریا نقشهای کشیده بود و حکمم را خواند :«اگه میخوای حداقل امشب نیاد سراغت با من بیا!»
💠 و بهانه خوبی بود تا عجالتاً این زن جوان را از مقابل چشمان شوهرش دور کند که شمرده شروع کرد :«نمیدونم تو چه #وهابی هستی که هیچی از #جهاد نمی دونی و از رفتن شوهرت اینهمه وحشت کردی! اما اگه اونقدر به #خدا و رسولش ایمان داری که نمیخوای رافضیها داریا رو هم مثل #کربلا و #نجف و #زینبیه به کفر بکشونن، امشب با من بیا!»
از گیجی نگاهم میفهمید حرفهایش برایم مفهومی ندارد که صدایش را بلندتر کرد :«این شهر از اول #سُنی نشین بوده، اما چندساله به هوای همین حرمی که ادعا میکنن قبر سکینه دختر علیِ، چندتا خونواده #رافضی مهاجرت کردن اینجا!»
💠 طوری اسم رافضی را با چندش تلفظ میکرد که فاتحه جانم را خواندم و او بیخبر از حضور این رافضی همچنان میگفت :«حالا همین حرم و همین چندتا خونواده شدن مرکز فتنه که بقیه مردم رو به سمت کفر خودشون دعوت کنن! ما باید مقاومت رافضیها رو بشکنیم وگرنه قبل از رسیدن #ارتش_آزاد، رافضیها این شهر رو اشغال میکنن، اونوقت من و تو رو به کنیزی میبرن!»
نمیفهمیدم از من چه میخواهد و در عوض ابوجعده مرا میخواست که از پشت در مستانه صدا رساند :«پس چرا نمیاید بیرون؟»
💠 از #وحشت نفسم بند آمد و فرصت زیادی نمانده بود که بسمه دستپاچه ادامه داد :«الان با هم میریم حرم!» سپس با سرانگشتش به گونه سردم کوبید و سرم منت گذاشت :«اینجوری هم در راه خدا #جهاد میکنیم هم تو امشب از شرّ ابوجعده راحت میشی!»
تمام تنم از زخم زمین خوردن و اینهمه وحشت درد میکرد و او نمیفهمید این جنازه جانی برای جهاد ندارد که دوباره دستور داد :«برو صورتت رو بشور تا من ابوجعده رو بپزم!»
💠 من میان اتاق ماندم و او رفت تا #شیطان شوهرش را فراری دهد که با کلماتی پُرکرشمه برایش ناز کرد :«امروز که رفتی #تظاهرات نیت کردم اگه سالم برگردی امشب رافضیها رو به نجاست بکشم! آخه امشب وفات جعفر بن محمدِ و رافضیها تو حرم مراسم دارن!»
سالها بود نامی از ائمه #شیعه بر زبانم جاری نشده و دست خودم نبود که وقتی نام #امام_صادق (علیهالسلام) را از زبان این وهابی اینگونه شنیدم جگرم آتش گرفت.
💠 انگار هنوز #زینب مادرم در جانم زنده مانده و در قفس سینه پَرپَر میزد که پایم برای بیحرمت کردن #حرم لرزید و باید از جهنم ابوجعده فرار میکردم که ناچار از اتاق خارج شدم.
چشمان گود ابوجعده خمار رفتنم شده و میترسید حسودی بسمه کار دستش دهد که دنبالمان به راه افتاد و حتی از پشت سر داغی نگاهش تنم را میسوزاند.
💠 با چشمانم دور خودم میچرخیدم بلکه فرصت #فراری پیدا کنم و هر قدمی که کج میکردم میدیدم ابوجعده کنارم خرناس میکشد.
وحشت این نامرد که دورم میچرخید و مثل سگ لَهلَه میزد جانم را به گلویم رسانده و دیگر آرزو کردم بمیرم که در تاریکی و خنکای پس از باران شب داریا، گنبد #حرم مثل ماه پیدا شد و نفهمیدم با دلم چه کرد که کاسه صبرم شکست و اشکم جاری شد.
💠 بسمه خیال میکرد هوای شوهر جوانم چشمم را بارانی کرده که مدام از اجر جهاد میگفت و دیگر به نزدیکی حرم رسیده بودیم که با کلامش جانم را گرفت :«میخوام امشب بساط کفر این مرتدها رو بهم بزنی! با هم میریم تو و هر کاری گفتم انجام میدی!»...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
✍️ @khorshidebineshan
✍️ #دمشق_شهرِ_عشق
#قسمت_هفدهم
💠 گنبد روشن #حرم در تاریکی چشمانم میدرخشید و از زیر روبنده از چشمان بسمه شرارت میبارید که با صدایی آهسته خبر داد :«ما تنها نیستیم، برادرامون اینجان!» و خط نگاهش را کشید تا آن سوی خیابان که چند مرد نگاهمان میکردند و من تازه فهمیدم ابوجعده نه فقط به هوای من که به قصد #عملیاتی همراهمان آمده است.
بسمه روبندهاش را پایین کشید و رو به من تذکر داد :«تو هم بردار، اینطوری ممکنه شک کنن و نذارن وارد حرم بشیم!» با دستی که به لرزه افتاده بود، روبنده را بالا زدم، چشمانم بیاختیار به سمت حرم پرید و بسمه خبر نداشت خیالم زیر و رو شده که با سنگینی صدایش روی سرم خراب شد :«کل #رافضیهای داریا همین چند تا خونوادهایه که امشب اینجا جمع شدن! فقط کافیه همین چند نفر رو بفرستیم جهنم!»
💠 باورم نمیشد برای آدمکشی به حرم آمده و در دلش از قتل عام این #شیعیان قند آب میشد که نیشخندی نشانم داد و ذوق کرد :«همه این برادرها اسلحه دارن، فقط کافیه ما حرم رو بههم بریزیم، دیگه بقیهاش با ایناس!»
نگاهم در حدقه چشمانم از #وحشت میلرزید و میدیدم وحشیانه به سمت حرم قُشونکشی کردهاند که قلبم از تپش افتاد. ابوجعده کمی عقبتر آماده ایستاده و با نگاهش همه را میپایید که بسمه دوباره دستم را به سمت حرم کشید و زیر لب رجز میخواند :«امشب انتقام فرحان رو میگیرم!»
💠 دلم در سینه دست و پا میزد و او میخواست شیرم کند که برایم اراجیف میبافت :«سه سال پیش شوهرم تو #کربلا تیکه تیکه شد تا چندتا رافضی رو به جهنم بفرسته، امشب با خون این مرتدها انتقامش رو میگیرم! تو هم امشب میتونی انتقام رفتن شوهرت رو بگیری!»
از حرفهایش میفهمیدم شوهرش در عملیات #انتحاری کشته شده و میترسیدم برای انتحاری دیگری مرا طعمه کرده باشد که مقابل حرم قدمهایم به زمین قفل شد و او به سرعت به سمتم چرخید :«چته؟ دوباره ترسیدی؟»
💠 دلی که سالها کافر شده بود حالا برای حرم میتپید، تنم از ترس تصمیم بسمه میلرزید و او کمر به قتل شیعیان حاضر در حرم بسته بود که با نگاهش به چشمانم فرو رفت و فرمان داد :«فقط کافیه چارتا #مفاتیح پاره بشه تا تحریکشون کنیم به سمت مون حمله کنن، اونوقت مردها از بیرون وارد میشن و همهشون رو میفرستن به درک!»
چشمانش شبیه دو چاه از آتش شعله میکشید و نافرمانی نگاهم را میدید که کمی به سمت ابوجعده چرخید و بیرحمانه #تهدیدم کرد :«میخوای برگرد خونه! همین امشب دستور ذبح شوهرت تو راه #ترکیه رو میده و عقدت میکنه!»
💠 نغمه #مناجات از حرم به گوشم میرسید و چشمان ابوجعده دست از سرِ صورتم بر نمیداشت که مظلومانه زمزمه کردم :«باشه...» و به اندازه همین یک کلمه نفسم یاری کرد و بسمه همین طعمه برایش کافی بود که دوباره دستم را سمت حرم کشید. باورم نمیشد به پیشواز کشتن اینهمه انسان، یاد #خدا باشد که مرتب لبانش میجنبید و #قرآن میخواند.
پس از سالها جدایی از عشق و عقیده کودکی و نوجوانیام اینبار نه به نیت زیارت که به قصد جنایت میخواستم وارد حرم دختر #حضرت_علی (علیهالسلام) شوم که قدمهایم میلرزید.
💠 عدهای زن و کودک در حرم نشسته بودند، صدای #نوحه از سمت مردان به گوشم میرسید و عطر خنک و خوش رایحه حرم مستم کرده بود که نعره بسمه پرده پریشانیام را پاره کرد.
پرچم عزای #امام_صادق (علیهالسلام) را با یک دست از دیوار پایین کشید و بیشرمانه صدایش را بلند کرد :«جمع کنید این بساط #کفر و شرک رو!» صدای مداح کمی آهستهتر شد، زنها همه به سمت بسمه چرخیدند و من متحیر مانده بودم که به طرف قفسه ادعیه هلم داد و وحشیانه جیغ کشید :«شماها به جای قرآن مفاتیح میخونید! این کتابا همه شرکه!»
💠 میفهمیدم اسم رمز عملیات را میگوید که با آتش نگاهش دستور میداد تا مفاتیحی را پاره کنم و من با این ادعیه قد کشیده بودم که تمام تنم میلرزید و زنها همه مبهوتم شده بودند.
با قدمهایی که در زمین فرو میرفت به سمتم آمد و ظاهراً من باید #قربانی این معرکه میشدم که مفاتیحی را در دستم کوبید و با همان صدای زنانه عربده کشید :«این نسخههای کفر و شرک رو بسوزونید!»
💠 دیگر صدای #روضه ساکت شده بود، جمعیت زنان به سمتمان آمدند و بسمه فهمیده بود نمیتواند این جسد متحرک را طعمه تحریک #شیعیان کند که در شلوغی جمعیت با قدرت به پهلویم کوبید، طوریکه نالهام در حرم پیچید و با پهلوی دیگر به زمین خوردم.
روی فرش سبز حرم از درد پهلو به خودم میپیچیدم و صدای بسمه را میشنیدم که با ضجه ظاهرسازی میکرد :«مسلمونا به دادم برسید! این کافرها خواهرم رو کشتن!» و بلافاصله صدای #تیراندازی، خلوت صحن و حرم را شکست...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
✍️ @khorshidebineshan
33.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔
#استوری
⚠️ حرف آخر امام صادق علیهالسلام :
※ نه من، نه هیچکدام از اهل بیت علیهمالسلام، شفاعتتان نمیکنیم، اگر ....
🏴 ویژۀ شهادت #امام_صادق علیهالسلام
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان
Join @khorshidebineshan
#امام_صادق عليه السلام:
❇️ هر اهل فنی برای اینکه کارش بگیرد به سه چیز نیازمند است:
1️⃣ در کار خود مهارت داشته باشد.
2️⃣ امین باشد و در کار و مال مردم، امانت و درستی را حفظ کند.
3️⃣ دل صاحب کار و مراجعه کنندهاش را به دست آورد.
📚 تحف العقول، جلد۵، ص ۳۲۲
.....★♥️★.....
@khorshidebineshan
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان
.....★♥️★.....
✳️ بیداری پیش از آفتاب ارزشمند است
🔻 #امام_صادق علیه السلام فرمود: هرکس دوست دارد از اصحاب #قائم باشد، #انتظار او را بکشد و #تقوا پیشه کند و به #محاسن_اخلاق پایبند باشد که در این حالت، او #منتظر_واقعی است.
🔸 زمان #تلاش و #تحرک، همین حالاست. قرآن آشکارا میگوید: کسانی که پیش از پیروزی، انفاق و جهاد میکنند، با کسانی که پس از پیروزی، جهاد و انفاق میکنند، برابر نخواهند بود؛ بلکه فضیلت گروه اول، بیشتر از گروه دوم است: «أُوْلَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِینَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَ قَاتَلُوا» (حدید، ۱۰)
🔺 امروز که روزگار پیش از #ظهور است، هنگام حرکت، کار و اقدام و قیام است. بیداری، امروز هنر است و ارزش دارد؛ وگرنه در فردای روزگار - که ایام با برکت ظهور است - همه اهل حرکت و تلاش خواهند بود. بیداری پیش از آفتاب، ارزشمند است و الاّ با آمدن آفتاب، همه بیدار میشوند و نماز، قضا خواهد شد.
👤 #حجت_الاسلام_قرائتی
📚 از کتاب #تمثیلات_مهدوی
📖 صفحات ۸۷ و ۸۸
🙏 #خدایا_منجی_را_برسان
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان
Join @khorshidebineshan
حامد زمانی | محمد - www.mplib.ir.mp3
5.59M
🎤 آهنگ حضرت محمد با صدای حامد زمانی
🎧 #موسیقی #حضرت_محمد #امام_صادق
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان
Join @khorshidebineshan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#امام_صادق( ع) روایت میکند که حضرت امام علی (ع )فرمودند: ..... قسم به خدايى كه محمّد (ص) را به پيامبرى مبعوث فرمود، اگر پدرم تمام گنهكاران زمين را شفاعت كند، خداوند شفاعتش را مىپذيرد....
📚 الأمالی (شیخطوسی)، ص۷۰۲
احتجاج (أبومنصورطبرسی)، ج۱، ص۲۲۹
#رحلت_ابوطالب_ع
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان
Join @khorshidebineshan