🍂
🔻 آخرین شب در خرمشهر 3⃣1⃣
🔸خاطرات سرهنگ عراقی،
کامل جابر
▫️▪️▫️▪️
🔸 دریایی از خون
خرمشهر در دریایی از خون غوطه ور بود. صدای «الله اکبر و یا مهدی » نزديك و نزديك تر می شد. سربازان از نیروهای ایرانی می ترسیدند؛ برای همین، از هر سو فرار می کردند. فرماندهان برای اتخاذ يك تصمیم جدید گرد هم آمدند. ایرانی ها پس از تصرف کامل آپارتمانهای مسکونی و پس از فرار تیپ ۴۴ به درون شهر، به پیشروی ادامه دادند و با تیپ ۴۸ که در منطقه سدة الدج مستقر بود، درگیر شدند. این درگیری بین نیروهای بسیج ایرانی و تیپ ۴۸ پیاده نظام ما روی داد. نبرد بسیار سنگینی بود؛ چرا که ستاد فرماندهی از تیپ ۴۸ می خواست که تا آخرین نفر مقاومت کند. سدة الدج، آخرین دیوار دفاعی منطقه بود. فرماندهی می گفت که تیپ ۴۸ باید چند ساعت مقاومت کند تا نیروی هوایی به کمک بیاید؛ اما این کار دور از انتظار بود. پیشروی ایرانیها طوری سریع صورت گرفت که توانستند مواضع تیپ را یکباره به تصرف خود درآورند. حمله آنها چنان گسترده و سریع بود که تیپ مجالی برای تنظیم صفوف خود پیدا نکرد و نتوانست مقاومت کند. گردان هایی که سالم مانده بودند به داخل شهر عقب نشستند. فرمانده تیپ می گفت: «فکر نمی کردم این تعداد نیرو برای حمله به سمت ما بیایند. آنها هیچ فرصتی به ما ندادند، هر يك از آنها با استقبال از مرگ به سمت ما هجوم می آورد.» با تصرف سدة الدج و نابودی تیپ ۴۸، ما از همه سو در محاصره ایرانی ها قرار گرفتیم. این وضع چند شب ادامه داشت. نیروهای ایرانی بر تمام راههای شهر مسلط شدند. ارتباط بی سیم بین واحد خرمشهر و واحد بصره به فرماندهی لشکر یازده، دو ساعت قطع شد. هواپیماهای ما بر فراز آسمان ایران به پرواز در آمده بودند. خلبانان از ما می خواستند که به پناهگاه ها برویم. هواپیماهای ما نتوانستند اهداف مورد نظر را بمباران کنند؛ چون ایرانی ها مجالی به آنها نمی دادند. تعدادی از هواپیماهای ما نیز در خاك ایران سقوط کردند. سرهنگ احمد زیدان با قرارگاه عملیاتی تماس گرفت و در مورد آخرین دستور صادر شده سؤال کرد. آنها گفتند باید در خرمشهر مقاومت کنید. صدام به شما سلام می رساند و از شرایطی که در آن هستید، آگاه است. چهره سرهنگ زرد شده بود؛ چون به خوبی می دانست که فرماندهی نمی خواهد واحدهای ما عقب نشینی کنند. بدن او با دیدن پیشروی ایرانی ها به سمت مجتمع مسکونی به لرزه افتاد. به او گفتم: «قربان، چه کنیم؟ » خشمگین گفت: از جلو چشمم دور شو، دیگر نمی خواهم قیافه هیچ کدامتان را ببینم!» و به گریه افتاد، نمی دانم برای چه گریه میکرد. نیروهای ایرانی برای پاکسازی و اسارت سربازان فراری به آپارتمانهای مسکونی و خانه های نزدیك دیوار دفاعی حمله کردند و تعدادی از مهندسان خود را برای خنثی کردن مین ها به منطقه اعزام کردند. سربازان ما در کوچه و خیابانهای شهر پراکنده بودند و دنبال پناهگاه می گشتند.
▫️▪️▫️▪️
دنبال کنید...
@khorshidbineshan
#آخرین_شب_خرمشهر 13
#چهل_سالگی_انقلاب
🍂
هدایت شده از بیداری ملت
9.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیروی دریایی سپاه به دادِ صیادان مظلوم جنوب رسید...
بعد از دستور فرمانده نیروی دریایی سپاه درباره توقیف شناورهای چینی که خلیج فارس را جارو می کردند ، 14 کشتی ماهیگیری چینی توقیف شد.
در حالی که وزیر کشاورزی به خاطر این فاجعه از مجلس اخطار گرفت باز این بچههای سپاه بودند که به کمک مردم رفتند
#مدیریت_جهادی و #مدیریت_لیبرالی
✍بیداری ملت
🔴به کمپین #بیداری_ملت بپیوندید👇
http://eitaa.com/joinchat/963837952Cb758f6bd13
هدایت شده از بیداری ملت
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چند هفته پیش بود که 20:30 یک گفت و گوی بدون تعارف با سردار مارانی فرمانده جنوب شرق نیروی قدس سپاه کرد.سردار در حالی که اشک در چشم داشت از حقوق یک میلیون و هفتصد هزار تومانی پاسداران این منطقه گفت ..
.
بچه بسیجی هایی که بدون هیچ ادعایی جانشان برای وطن میدهند در آخر هم متهم به حقوق نجومی میشوند...
🔴به کمپین #بیداری_ملت بپیوندید👇
http://eitaa.com/joinchat/963837952Cb758f6bd13