eitaa logo
کلید خوشبختی
3.3هزار دنبال‌کننده
13.8هزار عکس
5.6هزار ویدیو
25 فایل
ناشناس صحبت کن وداستان زندگیتو برام بفرست 👇👇 https://harfeto.timefriend.net/17095372560219 ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ https://eitaa.com/joinchat/889782424Cfa913f7dd2 ⛔️کپی از داستان‌ها حرام حتی برای مادر یا خواهر⛔️
مشاهده در ایتا
دانلود
پيامبر صلی الله علیه و آله: بهترين زنان آنست كه... با شوهر روی گشاده و خودنما و نسبت به ديگران(از مردان) مستور و خوددار باشد... مکارم اخلاق صفحه 200
پیکر مطهر شهیده «فاطمه دهقان» در آغوش حرم مطهر رضوی آرام گرفت 🔹 پیکر مطهر بانو فاطمه دهقان، دومین شهیده اهل خراسان رضوی حملات تروریستی کرمان، عصر دیروز در مشهد تشییع و در رواق حضرت زهرا (ع) حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد. 🔹 شهیده فاطمه دهقان از خادمان کفشدار حرم مطهر رضوی، از زمان مجروح شدن در حادثه تروریستی کرمان بی‌هوش و در بخش مراقبت‌های ویژه یکی از بیمارستان‌های این شهر بستری بود که روز شنبه مرگ مغزی وی اعلام شد و با توجه به وصیت شهیده، پس از اعلام مرگ مغزی، اعضای بدن وی به چهار بیمار اهدا شد.
6 مجید به سمتم آمد و شاکی گفت _ برای چی به من زنگ نزدی؟ این مردک چه چرت و پرتی می‌گفت؟ چرا دست از سر تو برنمی‌داره؟ بغضم بدجوری گرفته بود. کاش همه چیز رو از اول بهش می‌گفتم مجید دستم رو گرفتم بی اهمیت به نگاه‌های همسایه‌ها منو به داخل برد. دیدی چه آبرویی ریزی راه انداخت؟ مگه بهت نگفتم اگه این مرتیکه روانی اومد بهم زنگ بزن. خیلی ترسیده بودم با گریه گفتم_ به خدا گفتم الان یه کاری دست خودت میدی ...به خاطر تو سکوت کردم . صدای دادش تمام تنم را لرزوند_ خفه شو بعدش به سمت تلفن رفت با داییم تماس گرفت و آبروریزی امروز احمد را بهش گفت و بهش اخطار داد که اگه احمدی اطراف خونمون بپلکه این بار خودش با دست‌های خودش می‌کشتش. بعدش تلفن من رو برداشت و سیم کارتم رو شکوند . کلی سرم داد کشید و گفت دیگه حق نداری چیزی ازش پنهون کنی. منم که فقط گریه می‌کردم قسم خوردم که دیگه به هیچ عنوان ازش پنهون کاری نکنم. اون روز مجید انقدر عصبی بود که احمد دیگه خبری ازش نبود . بعدها متوجه شدم طبق گفته دایی اونو به شهرستان فرستادن. منم با اون اتفاقا درس عبرت گرفتم که دیگه هیچ موضوعی حتی یک موضوع کوچک را از شوهرم پنهان نکنم. پایان. کپی حرام.
هدایت شده از  صراط
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شب جمعہ حرم وصحن وسرایٺ آقا ... حسرٺ روز وشب سینہ غمبار من اسٺ 💔🌱 🍃🌹🔸ـــــــــــــــــــــــــ صـــراط @roshangari_samen
💎امیرالمومنین عليه السّلام فرمودند: شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ اَلْوَرَعُ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ. 👈 شكر هر نعمت، پرهيز از آنچه خداوند آن را حرام كرده است، مى باشد. 📖بحارالأنوار، ج ۷۱، ص۴۲
بی‌گناه ۷ دیگه همه‌شون ساکت شدند فکر نمیکردند اون هاجر ساکتی که خیلی رعایت احوالشونو میکرد اینطوری جوابشونو بده... چند وقت بعد همگی برای عروسی دختر کوچیکه‌ی عموم به کردستان رفتند موقع برگشت تایر مینی بوسی که سوارش بودند میترکه و عموم و یکی از پسرهاش با دختر اون یکی عمو و خود عموم با کلی جراحت میفتن گوشه‌ی خونه... عموهام تا اخر عمر فلج و زمبن گیر شدند بچه‌هاشون هم دیگه سلامتی کامل رو بدست نیاوردند طوری که شوهر دختر عموم طلاقش داد و زن پسر عمومم مجبورش کرد خونه‌ و داراییهاش رو به نامش کنه و بعد هم دست بچه‌هاش رو گرفت و رفت و طلاقشم گرفت اگه خونواده ما از بچگی شاهد بیماری پدر خونواده بود حالا خونواده‌ی عموهام شاهد خونه نشینی چندین نفر از اعضای خونواده‌هاشون بودند. پایان
هدایت شده از فرهنگسازی حیا
13.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدن شخص نماز خوان و سینه زن امام حسین(ع) توسط تجربه گر به شکل میمون و سفارش او به ظهور آقا امام زمان (ع) در زمانه فعلی اخبار روز حجاب و عفاف👇 🆔@farhangsaze_haya
21.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر نفسی چشنده مرگ است⚰ به خودمون بیاییم که این دنیا فریبندست📿
الان دیگه وقتش شده بود که منم زن بگیرم و تشکیل خونواده بدم ،مادرم اصرار داشت که من با یه دختر با ایمان و با حجاب ازدواج کنم چون معتقد بود که همچین دختری تا آخر عمر با من زندگی می‌کنه یار و یاورم میشه به خاطر همین هر دختری از فامیل یا همسایه‌ها و اطرافیان می‌دید که این معیارها رو داشت برای ازدواج به من معرفی می‌کرد ولی من پسندشون نمی‌کردم چون اعتقاد داشتم زنم باید زیبا باشه و معیارم برای ازدواج فقط زیبایی صورت بود. یه مدت گذشت ومن دختر زیبایی رو توی خیابون دیدم و تعقیبش کردن و آدرس خونشونو پیدا کردم و خوشحال برگشتم خونه و بامادرم حرف زدم و ذوق زده بهش گفتم -- اون دختریو که می‌خواستم پیدا کردم مادرم تعجب زده ابروی بالا داد و گفت -- از کجا پیداش کردین و اون دختر خوشبخت کیه ؟؟؟ سری تکون دادم و گفتم -- اتفاقی توی خیابون دیدمش چشای مادرم از تعجب گرد شد و گفت -- توی خیابون دارد.... کپی حرام.
🔹🍃🌹🍃🔹 ﷽ ✨🌸اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً🌸🍃 🍃🌹🍃ـــــــــــــــــــــــ 🌿اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن🌿 علیه السلام عجل الله 🔹🍃🌹🍃🔹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🥀شهیدانه ✦🌺❥🥀🕊❥🌺✦ 🔸️من این راه را آگاهانه که همان صراط مستقیم است انتخاب کردم.. 🌹شهید عبدالحسین ستونه ..رفیق شهید،شهیدت میکند..🕊 🍃🌹🍃
سری تکون دادم گفتم -- آره -- از کی تا حالا میشه توی خیابون خانمتو انتخاب کنی؟؟ کلافه گفتم -- مامان من قبلاً به شما گفتم معیارم برای ازدواج ایمان و حجاب نیست بلکه صورتی زیباست ، می‌خوام که یارم صورتی زیبا داشته باشه مادرم وقتی دید حریف من نمیشه سر تاسفی تکون داد و گفت --باشه هر تصمیمی که خودت دوست داری انجام بده و منم باهات میام خواستگاری ولی بدون این ازدواج به صلاحت نیست و بعداً پشیمون میشی . با خوشحالی لبخندی زدم و گفتم -- نترس پشیمون نمی‌شم چون واقعاً مهرش به دلم نشسته و عاشقش شدم -- باشه آدرسشو بلدی ؟؟ -- آره تعقیبش کردم و خونه شونو پیدا کردم -- آخر هفته میریم خواستگاریش با خوشحالی از مامان تشکر کردم ولی کاملاً مشخص بود که مامانم مخالف این ازدواج بود ولی من انتخاب خودمو کرده بودم و واقعاً عاشقش شده بودم . ادامه دارد‌... کپی حرام.