خوشتیپ آسمانی
🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃🌸 🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃🌸 🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃🌸 🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃🌸 🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃 🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃 🍃🌸🦋🍃🌸🦋 🍃🌸
🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃🌸
🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃🌸
🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃🌸
🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃🌸
🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃
🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃
🍃🌸🦋🍃🌸🦋
🍃🌸🦋🍃🌸
🍃🌸🦋🍃
🍃🌸🦋
🍃🌸
#خاڪهاےنرمـکوشڪ
#پارتپنجاهوچهار
|نسخه الهی|
{مجید اخوان}
قاسم از بچه های خوب و با معرفت گردان بود آن وقت ها که حاجی برونسی فرمانده گردان بود قاسم هم دستیارش بود.
یک روز امد پیش حاجی و بی مقدمه گفت:من دیگه نمیتونم کار کنم!
حاجی پرسید:چرا؟؟
قاسم نشست و انگار که بخواهد گریه کند با ناراحتی گفت: اینقدر ذهنم مشغوله که میترسم اونجوری که باید کار کنم نکنم و شرمنده بشم.شاید فقط من و حاجی از مشکلات شدید خانوادگی قاسم خبر داشتیم،نشست و با حاجی دردودل کردن،ازین مورد ها زیاد داشتیم حاجی برونسی حکم یک پدر را داشت و همه بسیجی ها نزد او می آمدند و مشکلاتشان را میگفتند.حرفای قاسم تمام شد و حاجی از آیه های قرآن و احادیث استفاده کرد وچند راه پیش پایش گذاشت.نسخه هایش همیشه از قرآن و نهجالبلاغه بود.وقتی حرفایشان تمام شد قاسم آرامش خاصی پیدا کرده بود.
قاسم که شهید شد رفتیم خانه اش پدر و مادرش و برادر و همسرش تو همان خانه زندگی میکردند وقتی صحبت از اخلاق قاسم شد همسرش گفت:من با مادر قاسم مشکلات شدیدی داشتم و این آخری ها قاسم هروقت می آمد حرفایی میزد که همه مشکلاتمان حل میشد و انگار آب روی آتیش بود.و ادامه داد:قاسم ازین حرفا یاد نداشت اگه یاد داشت قبلاً مشکلاتمون و حل میکرد بالاخره نمدونم تو جبهه چی یادش دادند فقط میدونم این که میگن جبهه دانشگاست واقعا حرف درستیه چون من خودم به عینه دیدم.
#ادامهدارد...
#کپیممنوع⛔️
🦋🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃
@khoshtipasemani
🦋🍃🌸🦋🍃🌸🦋🍃