خزعبلات؛
اون دوستی که دقیقه ی آخر تمام برنامه هارو کنسل میکنه و هممونو به هم میریزه🚮
همینطوری که با اعصاب خورد داشتم وسایل ناهارو آماده میکردم و سالاد شیرازی رو درست میکردم و پیازو کله ی دوستم تصور میکردم و ریز ریزش میکردم؛ دوستم پیام داد که لوکیشنو بفرست دارم میام. اون لحظه تمام عصبانیتم فروکش کرد و اینجوری بودم که بوس بهت زنننننن🎀✨💘💖💝