امروز از آموزش پرورش برای بازدید اومده بودن مدرسه ولی روم نشد وسط امتحان داد بزنم ..... سر در آموزش و پروش با این مدیریت زمانش.
با عرض معذرت بابت بی ادبیم*
من یه ربع به هفت از خونه میرم بیرون ساعت ۱۱ برمیگردم به جز امروز ک استثنا بود بقیه روزا انقد روند امتحان و پخش برگه ها طولانیه که جونم به لب میرسه.
خزعبلات؛
امتحان عربی هم خوب بود بد نبود البته نصفشو صبح امتحان خونده بودم ولی خب.
مغزم سرِ امتحان:
اِزدَوَجَ یَزدَوِجُ اِزدَوِج اِزدِواج
خزعبلات؛
امتحان شیمی انقد سخت بود که زکریای رازی هم میوفتاد.
دوستام بعد از امتحان سر اینکه سر یکی از جوابا میشد ۲.۵ یا ۳.۵ باهم بحث میکردن .
منی که جوابو ۰.۰۰۰۰۴ به دست آورده بودم:🤡
خزعبلات؛
دوستام بعد از امتحان سر اینکه سر یکی از جوابا میشد ۲.۵ یا ۳.۵ باهم بحث میکردن . منی که جوابو ۰.۰۰۰۰۴
یکیشون داشت میگفت وای خیلی گند زدم فکنم ۱۷ بشم.
منم گفتم اره منم خیلی گند زدم خداکنه ۱۵ به پایین نشم🤡
اینکه امتحانامو دارم پشت سر هم قهوه ای میکنم بخاطر این نیس که درس نمیخونم!
بخاطر اینه که خیلی کند و وسواسی درس میخونم و وقت کم میارم:)))
وگرنه که صبح تا شب کتابخونه پلاسمو شبا عین جنازه برمیگردم خونه.
خزعبلات؛
عاقا داشتم یکی از کتابای قدیمی مامانمو میخوندم وسطش یه چیزی پیدا کردم.
خدایا شکرت بالاخره ثروتمند شدم🙏🏻
خزعبلات؛
این واقعاً خودِ منه در تمام طول زندگیم: مثلاً وقتی داشتم سعی میکردم با یه دختره که پشت کنکوری تجربی
راستی با این دختره حسابی صمیمی شدم.