محمد خیلی خوب می فهمید و خیلی خوب بسان یک الاهیدان جدید وارد گفتگو می شد. فهم خوبی هم از تراث اسلامی و پیشرفت های روز داشت، نشست هایی را با محوریت « اثر شبکه ای» در حوزه معرفت شناسی برگزار کرد که به نظرم محتوای خارج شده آن نشست ها کم نظیر بود. مدیر دانش باید چیزی در این مایه ها باشد، مسئله ها را خوب بشناسد و نیروهای انسانی و نخبگان را گرداگرد موضوع به گفتگو بگیرد، آن هم مسائلی که روی مرز دانش و پیشرفت بشری قرار دارد. تنها چنین مدیری است که می تواند از یک کلان روند گذشته ( الهیات) دانش جدیدی متولد کند.
ارتباطاتش کم نظیر بود، خوش صحبت، خنده رو، و مثل همه مدیرها در عین جدیت نوعی انعطاف را داشت، علیرغم نظرات گهگاه مخالفی که با هم در برخی از مباحث علمی داشتیم متانت و حلم و چونه زدنش خیلی باحال بود. آدم فکر می کرد به جای یک مسئله علمی دارد گفتگوی دوستانه می کند.
محمد بسان یک استعدادیاب خوب گوش می کرد، در بزنگاه ها پرسش می کرد، نقاط راهبردی علم را خوب می دانست، کشف استعداد می کرد، به حلقه علمی استاد سبحانی دعوت می کرد، به فرد کار پژوهشی پیشنهاد می داد، با برخی پروژه مشترک بر می داشت و همه ما دوستان محمد که با او پروژه های ناتمام بسیاری داریم، فکر می کردیم از میان جمع شاگردان استاد، او با هر کدام از ما رابطه ویژه ای دارد که با بقیه ندارد. خیلی شخصی سازی شده کار می کرد.
دو هفته پیش در لابی هتل ولایت مشهد همدیگر را دیدیم، با کلی شور و شوق از مناظره آینده دکتر قائمی نیا و استاد سبحانی صحبت کردیم، لابی شلوغ بود و فرصت بسیار ضیق، دوقلوهایش هم همراهش بودند، و هنوز هم خنده کودکانه شان در پس پدر فراموشم نمی شود... ما به عنوان شاگردان دو استاد نقش واسط داشتیم، قرار بود قبل از گفتگوی چند روز آینده دو استاد، مباحث مقدماتی را با هم مرور کنیم، جلسه مرورمان ماند به قیامت!
برای تو و به یاد تو #الهیات_نوآوری را تکمیل می کنم و در نشر با تو مشترک چاپ می کنم، حسرت یک کار مشترک با تو به دلم ماند.
حتما یادت هست یک طرح کلان #مدیریت_استعداد در حوزه علمیه را ساعت ها گفتگو کردیم، و چه کوشش هایی کردی برای اینکه این طرح در کلان کشور دیده شود و باز هم من را در اجرای آن همه تنها گذاشتی رفیق و رفتی ...، شاید صفحه های تاریخ، نقش محوری تو در برخی از کلان طرح های کشوری و بین المللی در حوزه نخبگان و نوآوری های اجتماعی را برای نسل بعد زنده کند. آخر برخی چیزها را هم بعد رفتن تو نمی شود گفت ...
این یادداشت هم مثل فیلم های اصغر فرهادی، پایانش باز باز بماند برای پروژه های من و تو!
#محمد_خادمی
——
فلسفه زبان اسلامی در ایتا
🆔@projectsystem
🌐@kiamojtabaphd