eitaa logo
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
240 دنبال‌کننده
33 عکس
0 ویدیو
0 فایل
ིྀ 𝑴𝒂𝒉𝒆 𝒌𝒂𝒎𝒆𝒍 ིྀ 📝𝟭𝟰𝟭 "عضو جمعیت نویسندگان📖" @Pv_Nikaaa💫 کپـی؟ به هیچ وجه راضی نیستم🤎 ✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪ೄྀ
مشاهده در ایتا
دانلود
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟗 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ پناه:9 اخهههه جانا:تنها درسی که پاس نشدم🤓 نیلا:وای چقدر حرف میزنیددددد برید پیش آریا تا من اینو حل کنممم پناه:کتاب بده بخونیم نیلا:بفرما جانا:مرسی بچه ها کتاب خوندن منم کارای پرونده هارو انجام میدادم البته امروز نه حسابدار اومده بود نه اونی که کار های جلسه رو انجام میداد برای همین سرم خیلی شلوغ بود نیلا:بچه ها ما لباس نخریدیم برا امشببببب جانا:دارم پناه:اوردم نیلا:🗿 دوباره مشغول پرونده شدم پناه و جانا هم داشتن جزوه مینوشتن پرونده که تموم شد کارای جلسه رو کردم اولیش فردا ساعت 7:00 بود منم باید حضور میداشتم هی خدا رفتم لیست جلسات رو دادم به حامی یه لیست کوچیک هم بود دادم به آریا بعدش کارای حسابداری رو کردم خیلی طولانی بود نصفش رو تونستم انجام بدم بقیش رو ریختم رو فلش که توی خونه انجام بدم پاشیدیم رفتیم خونه و اماده شدیم جانا:کدومو میخوای نیلا نیلا:اینننننن پناه:چه خوشگلههههه میکاپ کردیم و بعدش من موهای جانا رو درست کردم و پناه موهای من بعدشم لباس پوشیدیم و عکس گرفتیم دیگه سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم وقتی رسیدیم به ویلا ویلا که نه قصر بود انگار کارت ورود رو دادیم به یه اقایی و در باز شد خیلی با کلاس بود جانا:اینجا رو پناه:ندید پدیدا نیلا:🤣🤣🤣
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟎 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ وارد سالن شدیم همه وسط بودن و داشتن میـ..رقصیدن فضا کاملا بوی الـ..کل و سیـ..گار میداد رفتیم روی یه نیمکت خالی نشستیم یعنی واقعا خواهر من داره اینجوری بزرگ میشه؟... خواهر که نه... دختر بابام بعد از طلاقشون سریع زن گرفت بعدم یه دختر به دنیا اورد به اسم نیکا که شبیه اسم من باشه اسم زن بابام هم انیله خیلی باهام مهربونه ولی زیاد نمیام پیششون داشتم فکر میکردم که نیکا اومد نیکا:سلامممممممم نیلا:چطوری جوجه ی مننننننن نیکا:حیححححححح پناه:سلامم جانا:سلامم نیکا:عههههههه سلاممممم چطورینننننن نیکا:راستی اون مرده رو میبینید بزرگترین رئیس مـ..افیای کشوره به بچه ها یه نگاهی کردم و بعد به نیکا گفتم نیلا:اون رئیس منه و داداش جانا اگه بفهمه ما اینجا ایم زندمون نمیزاره یه دفعه حامی پاشد و اومد سمت ما حامی:سلام من حامی هس... وایسا ببینم شما اینجا چیکار میکنید (عصبی) آریا:پناه پناه:جانم آریا:درد دستمو گذاشتم سمت جانا و کشیدمش عقب نیلا:تولد خواهرم بود اومدیم حامی:عه چه جالب جانا:حامی حامی:جانم نیلا:خوبی؟ حامی:تکرار نشه الانم جفت خودمون باشید ادامه دارد...
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟏 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ نیلا:چشممممممم حامی:خواهرته؟ نیلا:ناتنی حامی:اوی پناه:نیلا بیا نیلا:جان نیکا:اونو ببین نیلا:پسره؟ نیکا:اره نیلا:خبببب نیکا:عام خب نیلا:شیطوننن نیکا:اسمش رادوینه نیلا:اومممممممم نیکا:اله نیلا:کادو چی بهت داددددد نیکا:اون گله با موتور نیلا:به بهههههههههععععع نیکا:حیح جانا:بیاید عکسسسسسسس همه رفتیم و عکس گرفتیم بعدشم کیک خوردیم و خوراکی ادامه دارد...
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟐 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ نیکا:خب، بیاید بازی کنیم رادوین:چه بازی؟ حامی:میتونیم مـ..فیا بازی کنیم نیلا:اره اره پناه:عجبا نیلا:😂😂 کارت هارو پخش کردن و یکی از رفیقای نیکا گرداننده شد من مـ..افیا بودم نارسیس:شب میشود مـ....افیا چشمهاشون رو باز کنن من، حامی،اریا مـ...افیا شدیم به به هیچکس نمیفهمه نارسیس:روز میشود نیلا شروع کن نیلا:خب من دلقکتونم چیزه من شهر بازی ام تارگتی ندارم تا بازی بچرخه بازی رو تا اخر انجام دادیم و تیم ما برنده شد نیکا:اقا شما خودتون این کاره این خبببببب حامی:دیگه دیگههههه تاحالا حامیو انقدر شیطون ندیده بودم جانا:شیطون شدی برادر من حامی:عه نیلا:ارهههه حامی:خوبه کهههههههه نیکا:🤣🤣🤣🤣 پناه:من شـ....یپ میکنم حتی به غلط حامی و نیلا به معنای واقعی اب شدم رفتم تو زمین اخه زنه حسابیییییییی نیلا:پناه جان گـ...اله ی اندیشه رو میبندی؟ پناه:ناح جانا:تنها حرف درستی که پناه زد نیکا:دقیقا🤣 نیلا:که اینجوریه تو و رادوین هم خیلی بهم میاید رادوین:اینکه یه حقیقته چشای نیکا اندازی توپ شده بود🤣 نیلا:کیلیلییییییی