eitaa logo
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
240 دنبال‌کننده
33 عکس
0 ویدیو
0 فایل
ིྀ 𝑴𝒂𝒉𝒆 𝒌𝒂𝒎𝒆𝒍 ིྀ 📝𝟭𝟰𝟭 "عضو جمعیت نویسندگان📖" @Pv_Nikaaa💫 کپـی؟ به هیچ وجه راضی نیستم🤎 ✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪ೄྀ
مشاهده در ایتا
دانلود
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟎 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ وارد سالن شدیم همه وسط بودن و داشتن میـ..رقصیدن فضا کاملا بوی الـ..کل و سیـ..گار میداد رفتیم روی یه نیمکت خالی نشستیم یعنی واقعا خواهر من داره اینجوری بزرگ میشه؟... خواهر که نه... دختر بابام بعد از طلاقشون سریع زن گرفت بعدم یه دختر به دنیا اورد به اسم نیکا که شبیه اسم من باشه اسم زن بابام هم انیله خیلی باهام مهربونه ولی زیاد نمیام پیششون داشتم فکر میکردم که نیکا اومد نیکا:سلامممممممم نیلا:چطوری جوجه ی مننننننن نیکا:حیححححححح پناه:سلامم جانا:سلامم نیکا:عههههههه سلاممممم چطورینننننن نیکا:راستی اون مرده رو میبینید بزرگترین رئیس مـ..افیای کشوره به بچه ها یه نگاهی کردم و بعد به نیکا گفتم نیلا:اون رئیس منه و داداش جانا اگه بفهمه ما اینجا ایم زندمون نمیزاره یه دفعه حامی پاشد و اومد سمت ما حامی:سلام من حامی هس... وایسا ببینم شما اینجا چیکار میکنید (عصبی) آریا:پناه پناه:جانم آریا:درد دستمو گذاشتم سمت جانا و کشیدمش عقب نیلا:تولد خواهرم بود اومدیم حامی:عه چه جالب جانا:حامی حامی:جانم نیلا:خوبی؟ حامی:تکرار نشه الانم جفت خودمون باشید ادامه دارد...
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟏 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ نیلا:چشممممممم حامی:خواهرته؟ نیلا:ناتنی حامی:اوی پناه:نیلا بیا نیلا:جان نیکا:اونو ببین نیلا:پسره؟ نیکا:اره نیلا:خبببب نیکا:عام خب نیلا:شیطوننن نیکا:اسمش رادوینه نیلا:اومممممممم نیکا:اله نیلا:کادو چی بهت داددددد نیکا:اون گله با موتور نیلا:به بهههههههههععععع نیکا:حیح جانا:بیاید عکسسسسسسس همه رفتیم و عکس گرفتیم بعدشم کیک خوردیم و خوراکی ادامه دارد...
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟐 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ نیکا:خب، بیاید بازی کنیم رادوین:چه بازی؟ حامی:میتونیم مـ..فیا بازی کنیم نیلا:اره اره پناه:عجبا نیلا:😂😂 کارت هارو پخش کردن و یکی از رفیقای نیکا گرداننده شد من مـ..افیا بودم نارسیس:شب میشود مـ....افیا چشمهاشون رو باز کنن من، حامی،اریا مـ...افیا شدیم به به هیچکس نمیفهمه نارسیس:روز میشود نیلا شروع کن نیلا:خب من دلقکتونم چیزه من شهر بازی ام تارگتی ندارم تا بازی بچرخه بازی رو تا اخر انجام دادیم و تیم ما برنده شد نیکا:اقا شما خودتون این کاره این خبببببب حامی:دیگه دیگههههه تاحالا حامیو انقدر شیطون ندیده بودم جانا:شیطون شدی برادر من حامی:عه نیلا:ارهههه حامی:خوبه کهههههههه نیکا:🤣🤣🤣🤣 پناه:من شـ....یپ میکنم حتی به غلط حامی و نیلا به معنای واقعی اب شدم رفتم تو زمین اخه زنه حسابیییییییی نیلا:پناه جان گـ...اله ی اندیشه رو میبندی؟ پناه:ناح جانا:تنها حرف درستی که پناه زد نیکا:دقیقا🤣 نیلا:که اینجوریه تو و رادوین هم خیلی بهم میاید رادوین:اینکه یه حقیقته چشای نیکا اندازی توپ شده بود🤣 نیلا:کیلیلییییییی
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟑 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ اون شب هم تموم شد فردا پنجشنبه بود برای همین تا هروقت میخواستم میتونستم بخوابم ارایشمو پاک کردم لباس راحتی پوشیدم ولو شدم رو تـ..خت پناه هم توی اون یکی اتاق خوابید با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم شماره ی ناشناس بود ولی انگار این شماره رو قبلا دیده بودم روی ایکون سبز نگه داشتم صدای اشنایی گفت:«الو انگار خیلی وقت پیش شنیده بودم نیلا:بفرماید مینا:خوبی دخترم؟ نیلا:مامان تو ای؟ مینا:اره دورت بگردم نیلا:کجایی تو مینا:تهران نیلا:واقعا؟؟؟ مینا:اره، اومدم تورو ببینم نیلا:مامان بیا خونه ی من مینا:ادرس بده میام نیلا:باشه گوشی رو قطع کردم و فرستادم سریع زنگ زدم به نیکا و اونم قرار شد بیاد همیشه دوس داشت مامان منو ببینه مامانمم ازدواج نکرد چون حق طـ.لاق با اون بود بعدش رفت کانادا و موند اونجا پناه:نیلا برو درو باز کن خب نیلا:چطوری زلزله نیکا:حیح، مینا ژون کی میاد نیلا:یکم دیگه نشستیم حرف زدیم که صدای زنگ اومد دویدم و درو باز کردم ولی خب متاسفانه اریای مزاحم بود نیلا:واییییییی چی میخوای توووووو اریا:پناهو نیلا:نمیاد اریا:چرااااا نیلا:میخواد عشقشو ببینه اریا:منم نیلا:نوچ پناه:مینا ژونننننن اریا:مینا کیه نیلا:مامان من اریا:عا، منم میام بینمش نیلا :میزنمتا