شب عرفه یک دعای بلند و باشکوه دارد که محض ریا میخوانمش. بعد راه میافتیم سمت جبل الرحمه که در بالادست صحر است؛
کوهی که آدم در آن فرود آمد و اعتراف کرد به ظلمش به خویشتن.
گُله گُله مؤمنین بر یال کوه نشستهاند و به مناجات و ذکر و فکر مشغولاند.
مردی آذری زبان روی ورم کوه بساط روضه علم کرده و مردم، شمع روضهاش را پروانه شده اند. از عباس و ادبش به حسین می خواند و همین طور که از مردم دم میخواهد و جواب برای حسین حسین گفتن.
مرد سیاه پوستی که نگاهی توریستی به عزاداری ما دارد، به بغل دستیاش سقلمه میزند و یواشکی میپرسد « هو ایز حسین؟» صدای روضه را نمیشنوم و میروم توی فکر که جواب مرد آفریقایی چیست. واقعاً من بچه شیعه هیئتی هم نمیدانم هو ایز حسین!!!
کتاب #خالسیاهعربی
حامدعسکری
https://eitaa.com/kimiayesaadat1
دعای عرفه دعای بلندی است؛ هم مضمونی و محتوایی و هم تعداد صفحهای، دعای ترسناکی است که توی دلت را خالی میکند.
توی دلت هی اسب شبهه میکشد.. هی شمشیر تیز میکنند، هی بوی سوختنی میآید.
وقتی ارباب ما میگوید: «راضیام به تقدیرت»، وقتی میگوید: «با حلقومم گواهی میدهم که هستی، با گوشه لبهایم مطمئنم که تو خدای منی»، «نرمه غضروفهای بینیام گواهی میدهند به بودنت»، این حرفها بوی خون میدهد.🥺🥺
خودش دارد پیشگویی میکند،خودش دارد فهرست چیزهایی را که قرار هست فدا کند، زیر پوستی بیان میکند. وقتی میگوید انا الذي و أنت الذي آدم خال میزند...
وقتی از طفل صغیر و شیخ کبیر میگوید، تو ناچاراً به رباب فکر میکنی و من الغريب الى الحبيب.🥺
کتاب #خالسیاهعربی
حامدعسکری
https://eitaa.com/kimiayesaadat1
یک حرفهایی #سیدالشهدا میزند. یک چیزهایی میگوید که هول به جانت میافتد: «شهادت میدهم به بودنت، به چین و چروکهای پیشانیام. شهادت میدهم به بودنت، به نرمه غضروفهای اطراف بینیام. حمد خدایی را که قضا و تقدیرش دفع و بازگشتی ندارد.»
چرا از چین و چروک پیشانی حرف میزند؟ چرا از لبهایش حرف میزند؟ چرا میگوید حلقومم که غذا از آن رد میشود، گواهی میدهد تو را؟ این چه طرز دعا کردن است؟ چرا توی دل ما را خالی میکند؟....🥺🥺
این ها همه روضههای مکشوفاند. موسیقی کلماتش شبیه موسیقی حزین ناحیه مقدسه است؛ با همان تکرارها با همان موسیقی و واج آرایی.
من دارم میخوانم و میشنوم و میبارم. 😭😭من میبارم و باران میگرید بر این روضهها. من بمیرم برای دل گل نرگسش.. .
#خالسیاهعربی
حامدعسکری
https://eitaa.com/kimiayesaadat1
🥀دعای عرفه دعای بلندی است؛
هم مضمونی و محتوایی و هم تعداد صفحه ای، دعای ترسناکی است که توی دلت را خالی می کند.
🥀توی دلت هی اسب شبهه میکشد.. هی شمشیر تیز می کنند، هی بوی سوختنی می آید.😭😭
🥀 وقتی ارباب ما میگوید: «راضی ام به تقدیرت»، وقتی می گوید: «با حلقومم گواهی میدهم که هستی، با گوشه لب هایم مطمئنم که تو خدای منی»، «نرمه غضروفهای بینی ام گواهی می دهند به بودنت»، این حرف ها بوی خون می دهد.🥺🥺
🥀خودش دارد پیشگویی میکند،خودش دارد فهرست چیزهایی را که قرارهست فدا کند، زیر پوستی بیان میکند. وقتی می گوید انا الذي وأنت الذي آدم خال می زند...
وقتی از طفل صغیر و شیخ کبیر می گوید، تو ناچاراً به رباب فکر میکنی و من الغريب الى الحبيب.🥺
📚#خالسیاهعربی
✍حامدعسکری
https://eitaa.com/kimiayesaadat1