از داستان فایتون و ارابهی هلیوس، تا لحظهای که آتیش آسمون به زمین نزدیک میشه و رودها، دریاها و حتی خودِ گایا رو در معرض نابودی قرار میده؛ در این قسمت سراغ روایت اووید در Metamorphoses و تصویر فیلوستراتوس از فایتون میریم و میبینیم وقتی زمینِ زنده زخمی میشه، چه اتفاقی برای جهان میافته؟؟؟
در این اپیزود، gaea(gaia) دیگه فقط کسی نیست که زندگی میبخشه؛ او موجودیه که میتونه خسته بشه، درد بکشه و برای نجات جهانی که خودش به وجود آورده، از خدایان کمک بخواد.
در این اپیزود از KLEOS، برای آخرین بار در این آرک به سراغ گایا میریم؛ اما این بار نه بهعنوان نیرویی در آغاز جهان، بلکه بهعنوان الههای که انسانها روی زمینش زندگی میکردن و برایش آیین برگزار میکردن.
از پیوند گایا با زمین و مردگان، تا قربانیهای خثونی، محرابها و زیارتگاههای آتن، آخایا، اسپارتا و آرکادیا؛ در این قسمت میبینیم گایا چه جایگاهی داشت و چرا با وجود پررنگتر شدن الهههایی مثل دمتر، نام و حضورش از میان نرفت.
از شکافهایی که در اونا نذر میریختن و تصویر گایا که از زئوس بارون میخواست، تا کاهنهها، تندیسها و لقبهایی که در نقاط مختلف یونان براش ثبت شدن؛ این قسمت آخرین تکهی تصویریه که از گایا در این آرک میسازیم.
و در پایان، برمیگردیم به همون جایی که از اون شروع کردیم: زمین زیر پای ما.