زهرا ورژن مودی .
چند روز گذشت پینکی گفت گریسی میدونی من ۴ بار ازدواج کردم ؟ گریسی تعجب کرد ، پینکی گفت ، اولین ازدواج
چند ماه گذشت و خبری از گیلبرت [ داداش گریسی ] نشد ، موقع عروسی گریسی رسید ، گریسی به گیلبرت نامه داد و گفت ، گیلبرت برادر عزیزم ، فردا روز عروسی منه و خیلی خوشحال میشم تو هم بیای .
زهرا ورژن مودی .
چند ماه گذشت و خبری از گیلبرت [ داداش گریسی ] نشد ، موقع عروسی گریسی رسید ، گریسی به گیلبرت نامه داد
نامه به پست گیلبرت رسید و گیلبرت موقعی که داشت مزرعه داری میکرد نامه رو خوند و از شوق زیاد گریه کرد .
زهرا ورژن مودی .
نامه به پست گیلبرت رسید و گیلبرت موقعی که داشت مزرعه داری میکرد نامه رو خوند و از شوق زیاد گریه کرد
وه به گریسی نامه فرستاد که ، گریسی عزیزم من به عروسی تو میام خواهر قشنگم .
زهرا ورژن مودی .
وه به گریسی نامه فرستاد که ، گریسی عزیزم من به عروسی تو میام خواهر قشنگم .
نامه به دست گریسی رسید و گریسی خیلی خوشحال شد ، روز عروسی شد .
زهرا ورژن مودی .
نامه به دست گریسی رسید و گریسی خیلی خوشحال شد ، روز عروسی شد .
یه تچنامه از طرف مادر خوانده گیلبرت رسید و تو نامه نوشته بود ، گریسی گیلبرت دوار حمله عصبی شد و به کلیسای ما حمله کرد و آتیش زد ، سرعت شعله های آتیش جوری زیاد بود که نتونست از کلیسا بیاد بیرون ، و فوت شد .
زهرا ورژن مودی .
یه تچنامه از طرف مادر خوانده گیلبرت رسید و تو نامه نوشته بود ، گریسی گیلبرت دوار حمله عصبی شد و به ک
و گریسی گفتم شاید تو چون خواهر گیلبرت هستی دوست داشته باشی خودت خاکستر گیلبرت رو پخش کنی ..
زهرا ورژن مودی .
و گریسی گفتم شاید تو چون خواهر گیلبرت هستی دوست داشته باشی خودت خاکستر گیلبرت رو پخش کنی ..
گریسی گریه کرد و عروسی کنسل شد .
زهرا ورژن مودی .
گریسی گریه کرد و عروسی کنسل شد .
تو اون شرایط سخت فقط پینکی پیر زن مهربون و دوست گریسی ، شوهر گریسی کنار گریسی بودن و همدردی میکردن باهاش .
زهرا ورژن مودی .
تف تو این زندگی ، حداقل ممبری ندارم به حرف هامون گوش بده و سین بزه خب .
واقعا فکر کنم باید دلیلیت بزنم ، فایده ندارد .
نیاز دارم یکی یه تولد برام بگیره ولی تولدم نباشه ، همینطوری بی دلیل و رندوم .