یه روز لینکلن قرار بود با روز با کلاید تنها باشه مهمونی پیژامه ای انجام بده ، ولی بخاطر خواهر های لینکلن که هر کدومشون به هنر متفاوتی علاقه داشتن مهمونیشون انجام نشد و همه چی خراب شد ، و کلاید با خواهر های لینکلن وقت گذروند ، اون شب تموم شد و صبح شد .
حقیقتاً نمیدونم تا می قراره بنویسم ، ولی نوشتن من رو از استرس و نگرانی پرت میکنه .
زهرا ورژن مودی .
حقیقتاً نمیدونم تا می قراره بنویسم ، ولی نوشتن من رو از استرس و نگرانی پرت میکنه .
ببخشید که سرتون رو به درد آوردم شرمندهتونم .
وای کاشکی امشب دوباره تکرار بشه ، خیلی خفن و خوب خنده دار و قشنگ و زیبا بود ، نمیدونم امشب رو چطوری توصیف کنم ، از بس که خیلی خوب و عالی بود .
دلم شب خوابیدن و غیبت کردن و در دو دل کرن با دختر عموم و میخام ، همراه با کلی خنده م خوراکی و آرامش و آهنگ ِمخصوص .