eitaa logo
دلتنگ کربلا
2.2هزار دنبال‌کننده
68 عکس
83 ویدیو
206 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ ♻️مادر دو‌ عیسی دم... و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ" ای تو بهتر ز رتبه ‏از مريم نور حق، مادر دو عيسیٖ دم درد حبّ تو بهتر از درمان زخم مهر تو، خوشتر از مرهم گر بُدی، ميکشيد بهر ضيا خاک پايت به چشم خود، مريم ای که بهتر ز مريمت خوانند سرّش آن به عيان کنم در دم آنکه مريم از او رميدی، گفت: من امين حقم ز من تو مَرَم بهر خدمت به درگهت ميخواست اذن، چون مردمان نامحرم *امین خداست جبرئیل ، قرآن می‌فرماید: تا بر مریم نازل شد، مریم ترسید. فرمود: نترس من جبرئیلم امین وحی خدا هستم.اما همین جبرئیل وقتی میخواد به فاطمه وارد بشه.. تا بی بی اجازه نده نمیتونه بیاد جانم فاطمه...نه تنها جبرئیل، ملک الموت هم بی اجازه وارد نمیشد و نشد. بی بی دید هی دق الباب می‌کنه اجازه ورود میخواد لحظات آخر باباست.. اومد عرضه داشت، بابا کسی پشت دره شما رو میخواد. فرمود: فاطمه جان اون ملک الموته. تا بحال هیچ کجا اجازه نگرفته و نمیگیره. اما این جا منتظر اذن توئه فاطمه جان..تا تو اجازه اش ندی نمیاد وارد نمیشه.خدا لعنــت کنه اونایی رو که اجازه که نه نگرفتن هیچ، هیزم آوردن در خانه ی این فاطمه رو آتش زدن ..* فاطمه جــــــانم..! خلقت هر دو کون، بهر تو شد چون تويي فخر عالم و آدم گر نبودی، نبود شمس و قمر ور نبودی، نبود لوح و قلم جفت حيدر، حبيبه‏ ی يزدان نور چشم پيمبر خاتم حادثت خوانده‏اند و من گويم شد حدودث تو با قِدَم همدم نقشبند وجود پاک ترا زد چو نقاش کردگار قلم به سرا پای انورت ايزد زد سراپا صفات خويش رقم اينکه بينی سپهر ميتازد به شب و روز اَشْهَب و اَدهم به خيالی که باز خواهد يافت چون تويی را به عرصه‏ ی عالم *اما مگه مثل تو دیگه بوجود میاد فاطمه جانم..اصلا تو سبب خلقتی ..هر چه خدا آفریده، بخاطر توست* اينکه بينی سپهر ميتازد به شب و روز اَشْهَب و اَدهم به خيالی که باز خواهد يافت چون تويی را به عرصه‏ ی عالم تا که بر او کُند همواره جفا! يا که بر او کُند هماره ستم! چهره ش را ز کین کند نیـــــــــلی خصم بی دیـــــن ز صدمه ی سیلی *یه نگاه بالای کوچه کرد یه نگاه پایین کوچه انداخت حبیبه ی خدا رو بی یار و یاور دید یه جسارتی کرد.. "فَرَفَسَهَا بِرِجلِهِ" دیگه معنا نمیکنم "ثُمَّ لَطَمَهَا.."امام صادق علیه السلام می‌فرماید:"فكَأَنِّي أَنظُرُ إِلَى قُرطٍ فِي أُذُنِهَا" انگار میبینم گوشواره در گوش مادرم شکست ...زهــــــــــرا*
‍ ذکر توسل کوتاه ویژۀ عرفه  و شهادت حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام *جاداره اشاره کنم ایام مسلمیه هم هست ... بالای دارالعماره دیدن داره گریه میکنه ؛ گفتن : مسلم! باید فکر اینجا رو هم می کردی ... فرمود: گریه ام برای خودم نیست برای اون آقاییِ که به دعوت شما دستِ زن و بچشُ گرفته داره میاد* نوایِ بانوان کاروان هردم به گوش آید به حالِ زینبُ و این کوچه بازار میگریم نوشتم نامه یابن عم بیا کوفه ، نیا کوفه ولی صد حیف بگذشت کار از کار میگریم حسین جان! اینجا به همه حرمله با دست نشان داد تیری که جدا کرده برای پسر توست ... غوغاست برای زدن چشم ابالفضل اینجا همه خارند برای قمرِ تو ..
‍ 🌹ای فروزان گهر... و توسل به راوی دشت کربلا امام‌محمدباقر علیه السلام "يَا أَبا جَعْفَرٍ، يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا الْباقِرُ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛" ای فروزان گهر خاک بقیع گل پرپر شده در خاک بقیع با سلامت کنم آغاز کلام ای تو را ختم رسل گفته سلام مولای من! پنجمین حجت و هفتم معصوم بأبی انت که گشتی مسموم اثر زهر به زین آلوده کرد اعضای تو را فرسوده کربلا دیده‌ای و کوفه و شام ای شهید از ستم و ظلم هشام تنت از رنج و الم کاسته شد تا که دین قامتش آراسته شد خار در پا و رَسن در بازو رفته‌ای با اسرا در هر سو *روز شهادت اون آقای غریب و مظلومی که همه مصائب کربلا و عاشورا رو دیده، رنج اسارت کشیده، کوفه رو دیده، مصائب شام رو دیده..* آنچه من دیدم به عالم چشم گردون هم ندیده دیده‌ام من بوسهٔ زینب به رگ‌های بریده *دید نگذاشتن بمونه، اومدن با کعب نی و تازیانه، می‌خواد از برادر جدا بشه علی القاعده باید صورت برادر رو ببوسه، سر بالای نیزه است، الهی بمیرم چه کنه این خواهر، دستاشو رو زمین گذاشت، لب گذاشت به رگ‌های بریده،حسین...* کی شود از خاطر من یاد عاشورا فراموش لاله ها  را چیده دیدم بلبلان را جمله خاموش از دل هر خیمه می‌زد شعله آتش زبانه می‌چکید از چشم زینب اشک غربت دانه دانه شد ز طفلی قسمت من سوز و اشک و آه و ناله دیدهٔ من دیده سیلی خوردن طفل سه ساله *الهی بمیرم برا دلت آقا جانم* مرهم زخم دل بابای من زخم زبان شد روی نی رأس شهیدان بر سر من سایبان شد *یادم نمیره، کاری کردن شام ناله بابام امام زین العابدین بلند شد، صدا زد.." فیا لیت امی لم تلدنی و لم اکن یزید یرانی فی البلاد اسیر" یعنی ای کاش مادر مرا نمی‌زایید، تا یزید منو اینسان اسیر نمی‌دید حسین...*