#قصه_متنی
به وقت #مقاومت💪
یکی بود ...یکی...نبود
طفلکی ترسیده بود😥
پدر و مادرشو
غرق خون ندیده بود
زیر گنبد کبود
زیر آتیش
زیر دود
از یه خونوادهای
هیچ کسی دیگه نبود😱😭
دیگه لبخندی روی لب کودکی نبود
سهمش از آوارگی سهم اندکی نبود❌
💣 #بمبهایخوشهای یک شوخی بیمزه بود🧨
🔥خار چشمای یهود
صبر سرخ غزه بود
یکی مشتش پُر سنگ
یکی با تیر و فشنگ
دست خالی، با تفنگ🔫
همگی مشغول جنگ
🚀صد تا تیر حرمله
رو گلوی کودکه
جنگ نا برابر بچه ها و موشکه.
به کدامین #گناه کشته شدید؟
@kodaknojavan 🌿🌷