کُلبِه یِ چوبی *
با چهتفسیری گمانکردی جدایی ساده بود؟
عمرِ من درپایِ دلکندن ز تو ، بر بـٰاد رفت .
کُلبِه یِ چوبی *
تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم
تو بگو عشق که مـن عــاشقی آغــاز کنم
هدایت شده از درون ِ من ؛
خیلی دلمو شکوندی . امیدوارم یروز بعد از خریدن لباس مورد علاقت لباسه آف بخوره .
بیسکویتت بیوفته تو چایی.
لباس نو بپوشی بارون بیاد گلی شه .
معلم سر درس که حواست نیست ازت بپرسه .
و در آخر سکته کنی و بمیری : ) .
کُلبِه یِ چوبی *
دارم میبینم جوونیم داره میره .
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتن دختر َ رو میخوای ؟💘🫠