" بدترین ایام زندان من، همان سه ماهی بود که هم سلولی مشکوکی داشتم، چون هراسم از آن بود که در خواب مبادا چیزی بگویم که به ضررم تمام شود. "
.
#شهادت_شریعتی 🌿
#دکتر_علی_شریعتی 🌿
🔴وصیت شرعی دکتر شریعتی به محمدرضا حکیمی در مورد آثارش | بخش اول
.
✅ علی شریعتی از دیرباز بر طبق عادت خویش انتقادهای صادقانه را می پذیرفت و در عین حال برای خنثی کردن حرکات ارتجاعی و افشای سیاست امپریالیسم از کسانی که به هرحال دلشان برای اسلام می سوخت، خودش شخصا می خواست که کتابهایش را بخوانند و اگر مطالبی به نظرشان غیرمستدل و نادرست می آید، دست به یک نقد علمی بزنند و احیانا هر کاستی که به چشم می خورد تصحیح نمایند و درست آن را بنویسند تا مغرضان از این آب گل آلود ماهی نگیرند و بدیهی است که علی چنین نظریاتی را هم اگر درست بود و صحت داشت می پذیرفت.
در یکی از شب هایی که در منزل یکی از اعضای حسینیه ی ارشاد سخنرانی داشت و آقای محمدرضا حکیمی هم در آن مجلس بود، علی در مورد کتابهایش با ایشان صحبت می نماید و ضمنا از آقای محمدرضا حکیمی می خواهد که کتابهای او را دوباره خوانی نمایند و اگر اشتباهاتی که در نظریات او وجود دارد آن را اصلاح نموده و نظریات درست خود را ابراز نمایند و پس از گذشت مدت کوتاهی، مساله ی هجرت شریعتی پیش آمد و بعد هم مساله ی شهادت و چندی نگذشت که دوستداران علی و اعضای حسینیه ی ارشاد مرحوم محمد همایون و میناچی در یک گردهمایی تصمیم گرفتند که برای نشر آثار دکتر چند جلسه با حضور پدر دکتر و نگارنده (پوران شریعت رضوی) و شخصیت های ذیصلاح مذهبی مانند شهید مطهری و شهید بهشتی جلسه ای در خانه ی آقای همایون تشکیل دهند و راجع به چگونگی چاپ و نشر کتب دکتر و احیانا نقد و بررسی آنها صحبت شود.
.
.
⬅️برگرفته از کتاب #طرحی_از_یک_زندگی ، جلد اول ، دکتر پوران شریعت رضوی، ص ۳۲۷
.
#شهادت_شریعتی 🌿
#دکتر_علی_شريعتی 🌿
#آیا_میدانید_شریعتی 🌿
#وصیت_دکتر_شریعتی 🌿
🔴وصیت شرعی دکتر شریعتی به محمدرضا حکیمی در مورد آثارش | بخش دوم
✅ماجرای اشتباهات شریعتی ؟!
.
آقا سید محمدمهدی جعفری درباره ی وصیت دکتر شریعتی به محمدرضا حکیمی می گوید :
«در سال ۵۵ که عبدالفتاح عبدالمقصود از ایران بازدید کرد، بعد از بازگشت ایشان به مصر، دوستان برای جمع بندی و ارزیابی سفر ایشان به ایران، جلسه ای در منزل حاج حسین امانیان برگزار کردند.... یادم است در آن جلسه از جمله آقای دکتر سید جعفر شهیدی نیز آمده بودند. دیدیم آقای شریعتی و آقای محمدرضا حکیمی هم جداگانه به جلسه آمدند. شب بسیار خاطره انگیز و فراموش ناشدنی بود. بحث اصلی درباره ی امام علی و کتاب عبدالفتاح عبدالمقصود بود.
در آن جلسه آقای حکیمی گفت: کتابی دارم که درباره حادثه غدیر است و حادثه عاشورا، جریان امام رضا و امام زمان. تردید دارم نام این کتاب را چه بگذارم
دکتر شریعتی گفت: من پیشنهاد می کنم اسمش را بگذار امام در عینیت جامعه.
آقای حکیمی هم فوری پسندید و چندی بعد هم این کتاب توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ و منتشر شد.
پس از پایان جلسه، آقای حکیمی زودتر بلند شد که برود منزل. دکتر شریعتی رفت به بدرقه اش. بعد که آقای حکیمی رفت و دکتر برگشت به داخل منزل، آقای خسرو منصوریان به من گفت : دکتر نامه ای به آقای حکیمی داد.
ما چیزی نگفتیم . در میان ما آقای منصوریان ماشینی داشت که همه ی ما را از جمله دکتر علی شریعتی را به طور فشرده سوار کرد تا به مقصد برساند.
در بین راه من از دکتر پرسیدم: نامه خصوصی بود؟!
دکتر گفت: بله، بعدا متوجه می شوی !
دانستم که در ماشین و در میان جمع نمی خواهد چیزی بگوید. پس از مدتی من از دیگری، نه از خود دکتر، شنیدم که ایشان وصیت نامه اش را به آقای حکیمی داده است. در آن وصیت نامه نوشته بود که کتابهای من نیاز به اصلاح دارد و از شما می خواهم که آن را اصلاح کنید....»
.
⬅️برگرفته از کتاب #شریعتی_آنگونه_که_من_شناختم ، نوشته سید قاسم یاحسینی ، ص ۹۹ به نقل از؛ کتاب #طرحی_از_یک_زندگی ، دکتر پوران شریعت رضوی ، جلد دوم، ص ۳۸۰ - ۳۸۱
.
#شهادت_شریعتی 🌿
#دکتر_علی_شريعتی 🌿
#آیا_میدانید_شریعتی 🌿
#وصیت_دکتر_شریعتی 🌿
14.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️تصاویری از آخرین لحظات شهادت دکتر علی شریعتی و راهپیمایی دانشجویان ایرانی مقیم انگلستان
.
#ویدیو_شریعتی 🌿
#شهادت_شریعتی 🌿
#دکتر_علی_شریعتی 🌿