ای در این حادثه ها
نام تو آرامش من...
ای حواست به من و
حالِ دلِ سرکشِ من...
ای خیالِ خوشِ لبخندِ تو امنیت من...
ای تو همسایه و هم گریه و هم صحبت من...˼
سحر بیست و هشت یاد رضا کرده دلم
یا غریب الغربا ، عکس حرم کُشت مرا
#امیرحسین_چراغی
کنجِخلوت...!
در نفس تنگیِ این شهرِ پر از دلتنگی دلِ بیتاب، به یک کرب و بلا محتاج است...
کسی سوال میکند: برای چه زندهای؟
و من برای زندگی، تورا بهانه میکنم!
حالِ من حالِ مریضیست که در کشتنِ او؛
درد و درمان و طبیبش همه همدست شدند!
شده عاشق بشوی روح دهی ، جان بدهی
بغض شوی ، آه شوی
یار در آغوش دگر باشد و بیقلب شوی؟