eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
484 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
کنجِ‌خلوت...!
رها کنید مرا با غم‌ِ نهان‌ خودم؛ اگر چه‌ خسته‌ام ‌ازدرد بی‌کران ‌خودم(:
رها کنید مرا با غم نهان خودم اگرچه خسته‌ام از درد بی‌کران خودم به دشمنان قسم خورده، احتیاجی نیست که دشنه می‌خورم از دست دوستان خودم... چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما خوشا به کنج اتاقم...خوشا جهان خودم.. که کیمیای سعادت، سکوت بود، سکوت چه زخم ها که نخوردم من از زبان خودم! شراب نیز به دردم نمی‌دهد تسکین مگر که زهر بریزم به استکان خودم... اگر که مرگ فقط چاره‌ی من است، چه باک؟ به مرگ خویش کنون راضی‌ام، به جان خودم...
حاصل این همه سال انس گرفتن به قفس تلخ کامیست اگر شهد و شکر هم بدهند همه ی غصه ی یعقوب از این بود که کاش باد ها عطر که دادند خبر هم بدهند ما که هی زخم زبان از کس و ناکس خوردیم چه تفاوت که به ما زخم تبر هم بدهند قوت ما لقمه ی نانیست که خشک است و زمخت بنویسید به ما خون جگر هم بدهند دوست که دل خوشی ام بود فقط خنجر زد دشمنان را بسپارید که مرهم بدهند خسته ام مثل یتیمی که از او فرفره ای بستانند و به او فحش پدر هم بدهند
سالیانی‌ست.. که من سنگ صبور خودمم!(:
درد دارم ای رفیقم، درد میدانی که چیست ؟ سوختن ازیک نگاه سرد میدانی که چیست؟ رنگ موهایم نشان از رنگ غمها میدهد فصل پاییز و خزانِ زرد میدانی که چیست ؟ بارها شد گریه کردم من شکستم بیصدا گریه های بیصدای مرد میدانی که چیست ؟ کلبه ای ویرانه ام یا بلبل بی آشیان حال و روز آدم ولگرد میدانی که چیست ؟ من تنم زخمیست از خنجر هم از زخم زبان رد شدن از کوچه ی نامرد میدانی که چیست؟ من حریف طعنه های این جماعت نیستم طعنه های مردم خونسرد میدانی که چیست؟ سوختم خاکسترم با بیکسی سنگ صبور درد دارم ای رفیقم،درد میدانی که چیست؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شده‌ از دردِ‌دلت ‌آه ‌نیاری ‌به ‌لبت؛ عاشق ِ‌ماه ‌شوی، ‌دور بمانی‌ زِ مهت؟
چه شد ؟ که قدر وفا هیچ کس نمی داند ...
‌ عاشقم اهل همین کوچه‌ی بن‌بست کناری که تو از پنجره‌اش پای به قلب من دیوانه نهادی تو کجا ، کوچه کجا ؟ پنجره‌ی باز کجا ؟ من کجا ، عشق کجا ؟ طاقتِ آغاز کجا ...!؟
_گاه میخندم به یادت در میان گریه‌ها گاه می گریم ز حسرت در میان غصه‌ها...