سوی عدم دری ز جهانِ وجود نیست
ما جاودانهایم! بر این میتوان گریست
چیزی که مرگ نام گرفتهست بینِ ما
دروازهای میانِ دو زندانِ زندگیست
ای مرگ ای نجات موقت! شتاب کن
هرچند روشن است که آن رویِ سکه چیست
تا آبشار راهِ زیادی نمانده است
ای رودِ عمر! یک قدم این راه را مَایست
هرکس به روزگارِ کسی غبطه میخورد
این حال و روزِ ماست، ببین آرزویِ کیست
#فاضل_نظری
#وجود
کنجِخلوت...!
کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش «جوان» شد پیر، «گل» شد سربه زانو، «بید» شد مجنون #فاضل_نظری
اگر بیتابیِ من خاطرت را میکند محزون
غمت را مثلِ تیری از دلِ خون میکشم بیرون
تو هم شادابیام را دیدی و هرگز نفهمیدی
که چون نیلوفری گل کردهام در برکهای از خون
در آغوشِ «وداعم» با تو و هر «بوسهای» امشب
هجومِ تلخیِ «معنا»ست بر شیرینیِ «مضمون»
کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش
«جوان» شد پیر، «گل» شد سر به زانو، «بید» شد مجنون
هدر شد مستیام در یادِ دیروز و غمِ فردا
بنوش از بادهٔ اکنون، خوشا اکنون، خوشا اکنون
#فاضل_نظری
#وجود
سید برام نوشته:
حریصی، ظالمی، بیمنطقی، دنبالِ آزاری
تو هم فهمیدهای من تشنهام؟ فهمیدهای آری...
کنجِخلوت...!
دوباره غریب(((((:
تو گوشِ من بزن هزار بار
ولی حرمت امام و حرفش رو نشکن!(:
کنجِخلوت...!
دوباره غریب(((((:
حالِ این مردم رو باید خوب کرد...
مردم امنیت داشته باشن عزت نداشته باشن بازم حالشون بده...
مردم باید آروم باشن..
نفس بکشن.. زندگی کنن..
باید زندگی کنن...!(:
کنجِخلوت...!
دوباره غریب(((((:
من دلِ دوتا از این مادرا(ی شهدا) رو هم شاد کنم کارم رو کردم... گور بابای بقیه اش!!!
#دیالوگ
هدایت شده از هیهآت ؛
امان از دل که میگوید بزن بر طبل ِرسوایی
ولی دیوانگی های مرا گردن نمیگیرد ..