هدایت شده از ‹ خیال خاک خورده ›
قصهی روز و شب من سخنی مختصر است
روز در خوابِ خیالاتم و شب بیدارم...
چه کسی میفهمد
در دلم رازی هست
میسپارم آن را
به خیال شب و تنهایی خود
من به آمار زمین مشکوکم
اگر این سطح پر از آدمهاست
پس چرا این همه دلها تنهاست...؟!
#سهراب_سپهری
قسمتِ شاعر همیشه در اسارت بودن است
یا اسیر قافیه
یا وزن
یا چشمانِ تو!
#محمدعلی_زنجانی
کنجِخلوت...!
مرا از حبسِ آغوشت چه اصراری به آزادی...؟ #سعید_صاحبعلم
برای ماهیان تنگ
آزادی گرفتاریست(: