از هجر شکوه با در و دیوار میکنم
چون داغ دیدهای که کند گفتگو به خاک
#صائبتبریزی
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
وَرنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟!
#شیخ_بهایی
بگو به خواب که امشب میا به دیدهی من
جزیره ای که مکان تو بود آب گرفت
#ظهیر_فارابی
دیده گریان و جگر خسته و خاطر غمگین
سینه مجروح و دل آشفته و جان محزون است
سرخیِ گونه ز وصل آمد و زردی ز فراق
غمِ عشقاست که رنگش همه گوناگون است
#قاسمانوار
تو هم تحمل اشک مرا نخواهی داشت
مخواه گریه کنم، بغض ابر سنگین است
#سجاد_سامانی
کنجِخلوت...!
کوچ تا چند؟ مگر میشود از خویش گریخت...
«بال» تنها غمِ غربت به پرستوها داد..
#فاضل_نظری