بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان می فشرد فاصله راه نفسم
که اگر زود اگر زود بیایی دیر است
رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود
دلم از هرچه و هرکس که بگویی سیر است
خواب دیدم که برایم غزلی می خواندی
دوستم داری و این خوب ترین تعبیر است
سایه ای مانده ز من بی تو که در آینه هم
طرح خاکستریش گنگ ترین تصویر است
کاش می بودی و با چشم خودت می دیدی
که چگونه نفسم با غم تو درگیر است
تارهای نفسم را به زمان می بافم
که تو شاید برسی، حیف که بی تاثیر است
#سوگلمشایخی
تمام ثانیهها شاهدان این دردند
که من بدون تو میمیرم و نمیمیرم.
#حسین_دهلوی
شب مهتاب، یادت دشتها را نور باران کرد
چراغان کن نگاهم را، شبی بسیار تاریکم
#علیمحمد_مودب
هدایت شده از " حُجره ریحانه سادات"
ذاتِ هر کس در قیامت نقشِ پیشانی اوست
نقشِ پیشانیِ ما باشد ، غلامِ حیدرم .