این قلبِ ترک خوردهیِ من بند بهمو بود
من عاشقِ او بودم و او عاشق "او" بود(:
باشد که به عشقش برسد هیچ نگفتم
یکعمر در این سینه غمش رازِ مگو بود...!
من روی خوش زندگیام را که ندیدم
هر روز دعا کردهام ایکاش دو رو بود
عمر ِکم و بیهمدم و غرقِ غم و بیتو
چاقویِ نداری، همه دم زیر گلو بود؛
من زیر سرم سنگِ لحد بود و دلم خوش
او زیرِ سرش نرم شبیهِ پرِ قو بود...
#سید_تقی_سیدی
تو نیستی که ببینی چگونه میگردد
نسیم روحِ تو در باغِ بیجوانهی من...
#فریدون_مشیری
تمام روز را با خاطرات خویش در جنگم
بخوان از اشک چشمانم که بیشازپیش دلتنگم
#حسین_دهلوی
ما را دلی بود که زِ طوفان حادثات
چون موج؛ یک نفس سر و سامان نداشته است
#رهی_معیری
هدایت شده از - بغضهای ِ فروخورده -
داغ جانسوز من از خنده خونین پیداست ای بسا خنده که از گریه غم انگیزتر است.
هر شبم دل ز فراق تو بسوزد صد بار
باز گویم که از این سوخته تر میبایست
#اوحدی
نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی!
دو پلکم زخمی از شلاق باران شد، چه بارانی!
صدایت کردم و سیبی به کف با دامنی آبی
وزیدی بر لب ایوان و، ایوان شد چه ایوانی!
نبودی بغض کردم... حرف ها را... خودخوری کردم
دلم ارگ است و ارگ از خشت... ویران شد، چه ویرانی!
گوزنی پیر بر مهمان سرای خانهی خانی
به لطف سرپُری تک لول مهمان شد، چه مهمانی!
یکی مثل من بدبخت در دام نگاه تو
یکی در تنگی آغوش زندان شد، چه زندانی!
هلا ای پایتخت پیر، تای دسته دارت کو؟
بگیرد دست من را آه، "طهران" شد چه "تهرانی"
پس از یوسف تمام مصریان گفتند: عجب مصری
بماند گریه هم سوغات کنعان شد، چه کنعانی
من از "سهراب" بودن زخم خوردن قسمتم بوده
برو "گرد آفریدم" فصل پایان شد، چه پایانی...
#حامد_عسکری