بر عشق تو سوگند که ویران تو هستیم
از خویش جدا؛ زار وپریشان تو هستیم
پیش که بگوییم از این، قصهی هجران ؟
گریان به نهان، چاک گریباِن تو هستیم
از دام غمت نیست دگر، چشم رهایی
چون ابر بهاران همه باران تو هستیم
ای باد، بر آن یار سفر کرده بفرما..
باز آی؛ که درمانده ی درمان تو هستیم
کاشانه ی دل سوخت از این وادی هجران..(:
لطفی بنما ، بیسروسامان تو هستیم
صدنغمه ز دل از غم هجران تو گفتیم...
در کنج قفس، مرغ غزلخوان تو هستیم
با ناخن خود، بر دل صد پاره نوشتیم
سوگند به تو، زار و پریشان تو هستیم
#راحم_تبریزی
مرا جوری در آغوش بگیر
که انگار فردا میمیرم؛
و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر
که انگار از مرگ بازگشتهام(:
#نزارقبانی
هدایت شده از گردانِ ³¹⁵
بیچارگی ببین، که ز هجران روی تو
غم آمدهست تا که تَسَلَّا دهد مرا ...
حرف دل بسیار اما،شعر کوتاهش خوش است
نه گلی در باغ مانده، نه دلی در پیکرم
#صائب_تبریزی
هدایت شده از گردانِ ³¹⁵
تمنا از علی همصحبتی با اوست خود ورنه
شفاعت می کند پیش از علی ام البنین ما را ...
#محمد_سهرابی
به چاک سینهٔ تنها مسلّم نیست دینداری
چراغی از دلِ روشن درین محرابمیباید
#صائب_تبریزی
اگر تکهای کاغذ بود،
پارهاش میکردم.
اگه بطری شیشهای بود،
آن را میشکستم.
اگر یک دیوار بود،
آن را فرو میریختم.
اما آن قلب من است!
#محموددرویش