هدایت شده از مُرتاح
دلگیرم از ستاره و آزردهام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خستهام
کنجِخلوت...!
در عجبم از این کوچکِ نحیف... که میان روضهها بیتاب میشود؛ از حسرتِ اربعین و از دوریِ او راهیِ بیما
دردِ جانکاهِ همیشگیِ من
آیا امکان دارد اینقدر ناگهانی به آغوشم نکشی؟!(: