هدایت شده از ‹مـٰاهِ مَـڹ›
من قدرِ خود را
بزرگتر از آن میدانم؛
که محبتِ خویش را
از کسی دریغ کنم :).
👤شهیدچمران
بغض دردت را به روی شانههایم گریه کن
دورم از تو صبر کن وقتی میایم گریه کن
در میان گریه چشمان تو غوغا می شود
ای فدای چشمهایت چشمهایم، گریه کن
ابر بیبارانم اما گریه میخواهد دلم
من به جایت بغض کردم تو به جایم گریه کن
شمع خاموشم هزاران شعله در جان منست
روشنم کن بعد بنشین پا به پایم گریه کن
داستانم داستان بیسرانجامیست ، حیف
قطره قطره آب خواهم شد برایم گریه کن ...
#مهردادنصرتی
درین شهرِ پر از جنجالِ وغوغایی از آن شادم
که با خیلِ غمش خلوتسرای دیگری دارم...
#مهدی_اخوان_ثالث
کوهِ غم گشتم و هر لحظه کَنَم سینهٔ خویش
طُرفهحالیست که هم کوهم و هم کوه کَنَم!