به خوبی تو حتی معترف بودند بدخواهان
یزید آنجا که میگوید: الا یا ایّها الساقی!
#سید_حمیدرضا_برقعی
کنجِخلوت...!
مقصد ششم؛ حرم سقا(: ابوفاضل((: باشجاعت، غیرت و ابهت تمام روبهروی برادر ایستاده.. روز میلاد علمدار.
بین ِتاریکی ِدنیا نظری کرد به ما
ما هدایت شدهی چهرهی ماه ِقمریم ..(:
کنجِخلوت...!
فیالحال..... پ.ن:(انقدر دورهی طرح ولایت و مباحثش برام شیرینه که اصلا دلم نمیخواد انقدر زود بگذره
بالاخره بعد از ۴ ساعت کلاس تمام میشود..
خستهنباشید میگویم و بیرون میزنم از فضای متشنجی که بابت صحبت همکلاسیها بر اعصابم متسلط شده..
هرچه در پلی لیستم میگردم میبینم تمام مداحیها را کنج حرمی گوش دادم که حالا هزاران هزار بار بیش از ۴ سال گذشته برایش دلتنگم..
حالا انگار عطشم بیشتر شده جای اینکه سیراب شوم..
بیکلام میگذارم و راسته خیابان را میگیرم و پیاده راه میافتم به ناکجاآباد..
فضای پیاده رو تاریک است و خالی از هر رهگذری..
راه میروم.. راه میروم.. راه میروم..
سرما را انگار که حس نمیکنم..
همه فکر و خیالم سمت خاطرات روزهای گذشته است...
در خلسهام..
جملهای مبهم از سهراب سپهری به ذهنم میآید: «آدمیزاد؟ حجم خستهای مملو از عدم..!»
راست میگوید...
صدای خانمی رشته افکارم را پاره میکند و از جا تکانم میدهد..
سرم را بالا میآورم، میپرسد: ببخشید از کجا باید برم حرم؟!
نمیفهمم چه میگوید..
مگر زبان مردم عراق عربی نیست؟
پس این زن ایرانی اینجا چه میکند..
سکوتم را که میبیند میگوید: شما اهل اینجا هستید؟؟
نگاهی به اطراف میکنم..
اینجا؟؟ خیابانهای ایران است..
تازه خود را درمیابم..
اما دلم میخواهد در جوابش بگویم:
«عزیزمن..
مهم نیست ما بیچارهگان امیرالمؤمنین اهل کجا باشیم..
منِ آواره اهل هر بلادی که باشم اصالتا متعلق به نجفم((:»
مگر غیر از این است؟
#فـضـہ۱۲۸
از روزهای غلیان دلتنگی..
۲۹ بهمن ۱۴۰۲
ساعت ۱۸:۳۰
خود را چنان ز هجرِ تو گم کردهام که هست
مشکلتر از سراغِ توام جست و جوی خویش...
#عرفی_شیرازی
هدایت شده از مبتلایِحسین:)
هرکهآمدبهتماشایِتوبیدلبرگشت
دلرباییهنرِشاهِنجفمیباشد..
هدایت شده از - شهید امیرمحمد علیمحمدی ؛
علت عقب ماندگی ، دین نیست
و فهم غلط از دین است ، مثلا
فهم نادرست از انتظار فرج باعث
تنبلی و سکوت میشود و انسان و
جامعه را از رشد باز میدارد اما
وقتی انتظار،سازنده باشد حرکت
و تمدنسازی شکل میگیرد . .
-شهیدمرتضیمطهری