eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
484 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
دو سه ساعت پیش بدو بدو اومد گفت: میشه لباس‌های مدرسه‌مُ برام اتو کنی؟ دلم نیومد ذوقشُ کور کنم پس با تمام بی‌حوصلگی شروع کردم اتو زدن.. مثل همیشه شروع کرد به صحبت‌کردن. بدون توقف و پشت سرهم حرف می‌زد و حرف می‌زد و حرف می‌زد.. وقتی دید با سکوت و نگاه خسته فقط نشسته‌ام و هیچ واکنشی ندارم بالاخره رضایت داد چند دقیقه‌ای آروم و بی‌حرف بشینه تا اتو کردن لباسای آبی‌رنگش تموم بشه. چند دقیقه که گذشت خیلی یهویی برگشت گفت: می‌دونی من وقتی بزرگ بشم می‌خوام کجا زندگی کنم؟ گفتم: کجا؟ گفت: خرم‌آباد گفتم: حالا چرا اونجا؟ جواب داد که: چون نزدیک مرز ایران و عراقِ و هروقت دلم خواست می‌تونم یه کوله ببندم و برم کربلا و اربعین! حالا من باید با بغضم چیکار می‌کردم؟(: حالا من چجوری باید بهش می‌گفتم که اونم از همین اربعین گذشته که واسه اولین بار نگاهش افتاده به گنبد اباعبدلله تو همین سن کم عاشق شده و دیگه با این جنون باید زندگی کنه و نفس بکشه؟ چجور باید بهش می‌گفتم تو این بعدازظهر دلگیر نباید درد دوری رو بهم یادآوری می‌کرد؟ چجور باید بغلش می‌کردم و می‌گفتم میشه منم با خودت ببری خرم آباد؟(: ٢٨ ساعت ۱۶:۰۰ ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۳
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شانه‌هایت..؟(:
میگه: اما نیمه شبی من خواهم رفت؛ از دنیایی که مال من نیست.. از زمینی که مرا بیهوده بدان بسته‌اند! و تو آنگاه خواهی دانست که جای چیزی در وجود تو خالی‌ست..(:
هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
فرمود که اندوه و غصه خوردن؛نیمی از پیری است!... نه طبع شاعری دارم نه قلم نویسندگی و نه... سلیس و ساده بگم خیلی خسته ام... خستم کردن... پ.ن:جز ناله به بازار تو دیگر چه فروشیم اینست متاعِ جگرِ خسته دکان ها...
هدایت شده از طـافِح؛
می‌خواستم به تو بگویم که به جز تو از همه نا امید گشته‌ام و می‌ترسم از همه ؛ اما پیش از آن‌که به تو بگویم ، تو نیز نا‌ امیدم کردی ... - محمود درویش
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا