کنجِخلوت...!
مقصد هفتم؛ همونجا که زمزمه میکنی: «آمدمت که بنگرم گریه نمیدهد امان..» اینجا؟ مأمن دلتنگیها(((: ای
آری شکستند و شکستند و شکستند
هم حرمتش را، هم دلش را، هم... بماند!
زمین کربلا تب دارد آیا، یا تو تب داری؟
دل زینب فدایت پا برون از خیمه نگذاری
بخوان در نیمهشبهایم 'الهی لا تؤدّبنی'
بگو صد بار دیگر 'ربِّ خلِّصنا من الناری'
غل و زنجیر بر گردن چهل منزل بیا با من
که فردا باز فردا یوسف تنهای بازاری..
تو تبدار اباالفضلی که سقا بود و عطشان بود
تو بیمار حسینی؛ راست میگویند بیماری...
تو را هر روز عاشوراست، یا سبوحُ یا قدّوس
ملائک بر سر سجادهات جمعند بسیاری...(:
#امامسجاد
عيان مي كرد راز دل، امان میداد اگر وقتش
ميان قتلگه، كوتاه بود و مختصر وقتش
بهجای درد دل، كاری مهمتر داشت برعهده
بيان عشق و شرح غم، بماند بعد در وقتش
قرار اين بود تا فتح برادر را كند كامل!
غنيمت بود در آن معركه، از هر نظر وقتش
در آن دربار و آن بازار، با اينكه معطل شد
در آن ساعات طولانی، نشد هرگز هدر وقتش
اسارت رفت فرزند خليل الله؟؟ نه... هرگز
«بتی در شام باقی بود زينب رفت سروقتش(:»
تبر در بر، درآورد او دمار از روز شامیها
قيامت را رقم میزد چو میشد بيشتر وقتش
هرآنكس جان خود را وقف زينب كرد طوبى له
و الا بیثمر عمرش؛ و گرنه بیاثر وقتش(:
کنجِخلوت...!
بشنوید از خودِ آقاسید((((((: ² [ آسون میشه همهچی(: ]
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بشنوید از خودِ آقاسید((((((: ³
[ همهچی میگذره:)
و خدا همهچی رو میبینه🤍]