کنجِخلوت...!
دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش چه بیآزار با دیوار نجوا میڪنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دستانت
که این یخ کرده را از بی کسی، «ها» میکنم هرشب
شب بخیر گفتن ما ، محض ادای ادب است
ورنه چون شب برسد اول بیداریِ ماست...!
گهی رحمان و گه جبار میشد
گهی غفار و گه قهار میشد
عبایش را که می پوشید حیدر
خودش یک کعبه ی سیار میشد :)
.
#ابوتراب
کاش به دریا برسم:موج شوم ، رود شوم
خاک شوم، باد شوم ،شعله شوم ،دود شوم
آمده ام:رقص کنان،نعره کشان ،چرخ زنان
چنگ زنم ،ساز زنم،تار زنم، عود شوم
آمده ام:مست شوم ،نیست شوم ،هست شوم
ابر شوم، رود شوم ،باد شوم ، بود شوم
باد شدم ،خاک شدم ،باده شدم ،تاک شدم
آمده ام،بار دگر،خاکِ «فرا رود» شوم
فانیِ انوارِ «می» ام ،سالکِ اسرارِ «نی» ام
کاش ،سَحر ، خاک رهِ «مهدی موعود» شوم