eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
488 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از کنجِ‌خلوت...!
دستت اما حکایتی دارد ، رحمَ الله و عمی العباس..(:
هدایت شده از ‌بَچِّه‌هِیئَتي
‌ ‌اینجاست که شاعر ِخوش‌ذوق می‌گه: خدا وقتی بنا بود از رُخ خود پرده بردارد ؛ علي را آفرید و مرتضي، را رو کرد‌ ..
کنجِ‌خلوت...!
دو ماه:)))) با بهترین هدیه‌ی ممکن(:
سه ماه:)))))))))) چقدر داره زود می‌گذره!
آدم که ازدواج می‌کند گویی پدر و مادر همسرش را همچون پدر و مادر خودش می‌داند؛ یازدهم مرداد که اولین بار در جلسه‌ی اول خواستگاری‌مان؛ پدر را دیدم، از همان لحظه احترام زیادی برایش قائل شدم. بعد از آن هم همین که بارها به خاطر من از شهر دیگر با سختی به قم می‌آمد و روند مراسمات را انجام می‌داد خیلی ارزشمند بود. همین که برای سیادتم مرا بسیار احترام می‌گذاشت و پدرانه محبتش را خرجم می‌کرد بازهم جایگاهش را در قلبم محکم‌تر و بالاتر می‌برد. بارها شده که حتی با یک تماس هرچند روز یک‌بار احوال‌پرسی می‌کند و هربار انرژی صدایش که می‌گوید سلام سادات خانوم؛ عروسِ خوشگلم؛ مرا به وجد می‌آورد. حال امروز که ولادت امام‌عباس و روز جانباز است؛ به محض تمام شدن امتحانم اولین کاری که کردم با او تماس گرفتم تا روزش را تبریک بگویم:) همو که بارها دیده‌ام کنج اتاق بر سر سجاده‌ی سبزش نشسته و عکس‌هایی که از رفقای شهیدش گرفته نگاه می‌کند و زمزمه‌ی مناجات خواندنش به آرامی به گوش می‌رسد. بله، پدر جانباز است:) و بسیار شخصیت محبوبی دارد... و من چقدر قلباً او را دوست دارم!