چشم بستم و اشکم چکید...
وقتی اون آدم ناآگاه نگاهی به سرتاپای مشکیپوشم کرد و گفت: تموم هم نمیشید اصلکاریتونُ زدن!!!
شماها چه میفهمید از یتیمی؟!:)
چه میفهمید که هرچه دارید و ندارید از پدر ماست.....
همسر این شهید را بارها در هیئات قم دیدهام:)
و همسر این شهید را که همسفر راهیان ۱۴۰۳ بود با ما...
چه دنیایی شده... بعد از آقا گویی هیچکس توان ماندن ندارد... خبر شهادت جوانان ما پشت سرهم به گوش میرسد... و چقدر سخت است صبر بر این غمها برای همسران و خانوادههایشان:)... دعا کنیم برایشان...
کنجِخلوت...!
او رفت... برای ۳۰ روز ماه رمضان؛ یعنی یک ماه کامل. وظیفهاش بود برود و وظیفهام بود که همراهی کنم.
من در این ۱۷ روز دوبار بیشتر او را ندیدم.
و گویی که جانم رفته باشد؛ نمیتوانم نبودش را تحمل کنم.
زندگی برایم خاکستری شده و حوصلهی هیچکاری را ندارم...
چه میکنند همسران شهدا:)))
چقدر سخت است درک این سختی!
هدایت شده از - حضرتِ۱۱۰ 🇵🇸 -
ریخت برهم با زمین افتادنت دنیای من
دیدی آخر چشم خوردی خوش قد و بالای من !
کنجِخلوت...!
امروز روز سوم نبود اوست....
و امروز هفتمین روز است...
چگونه دوام آوردهایم تا به حال را؟!:)
کنجِخلوت...!
ولی دستای نینی:))))))))
حسنای ما فقط ۷ روزش بود که خبر شهادت سید امت رسید...(:
این نسل هیچوقت حقیقت داشتن آقا را درک نمیکنند، همانگونه که ما درک نکردیم بودن امام را زمان انقلاب..!