eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
488 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ملجا‌ قلبی .
آقای لاریجانی ، شماهم :) ؟
کنجِ‌خلوت...!
دلتنگم:))))))))💔
ای دنیا با دلم بساز بگن نماز عیدو باز خود آقا می‌خواد بخونه:))))))
هدایت شده از ‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
شد هجده روز ..
هدایت شده از ماح'
بعد این همه سختی مگه چیزی جز ظهور هم میتونه مرهم این دل زخم دارمون بشه ؟
دلم می‌خواست برای ۴۰۴ چیزی بنویسم.... گویا نمیشه!
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
هی می‌خوام یادم نیاد که نجف هست و من ازش دورم. ولی یادم میاد. هی حواسمو پرت میکنم و هِی «اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟» میشه ماجرامون.
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
سر سجاده دراز کشیدم. یاد اون شبی افتادم که بعد از نماز صبح تویِ حرم خوابم برد. این روزها انگار دلتنگیِ واحد برای نجف‌م. برای دیدن تك خورشیدِ بالای گنبد. برای خوشه‌ انگور‌هایِ کنار ضریح. برای وادی‌السلام. برای دهین و باقلوا، فنجون‌هایِ سفید قهوه روی گاری. صدایِ ادعیه خوندن عراقی‌ها. صف‌هایِ قبل نماز... در نهایت عزیزِ من، امیدوارم وقتی ابرِ غم به گلوی کوچکت رسید، پناهِ چشمات دیدن ایوونِ نجف باشه...
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
این روزها که تموم بشه، میرم نجف و دیگه برنمی‌گردم. یه خونه کوچیك تو یکی از کوچه‌ پس کوچه‌های منتهی به حرم می‌گیرم و تا ابد همونجا میمونم. همون‌طور که قدیمی‌ها میگن "دل به دلدار رسید"، این بار بگن که فراقِ امیرالمومنین به وصل رسید. رفت نجف آروم گرفت. هر چند که می‌دونم بازم ماجرایِ من و شما مصداقِ : "در نجف بودیم و باز از او نجف می‌خواستیم عقل حیران بود از آنچه عشق با ما می‌کند" میشه. ولی خب بازم یادت باشه یه نجف به زودی طلبمون. مهمونمون. رزقمون. :)))))
چون عادت کردم. ولی تو؛ تو عزیزِدلم ! به نبودنت، به ندیدنت، به دیگه سخنرانی نکردنت، به امید دادنت، به پخش سخنرانی‌هات بعد از اخبار، به تبریک عید گفتنت، به دعوت کردنت که بریم راهپیمایی، به تشویق کردنت برای رأی دادن، به آروم باشید گفتن هات، به دیدنت و قربون صدقه رفتنت، به دعا کردنت برات توی نمازهام، به آرزوی اومدنم پیشت با کتاب شعرم، به آرزو ها و هدف هام که تو نقطه مشترک همه‌ی اون‌ها بودی و به هرچیز و هرکسی که به تو مربوط باشه، عادت نکردم. عادت نکردم و عادت نمی‌کنم به نبودنت عزیزِدلم. من انسان عادت کردن نبودم و به همه‌ی اتفاقات این روزها عادت کردم، ولی به نبودنت نه عزیزم. به کلمه‌ی شهید قبل از اسمت هنوز عادت نکردم و هنوزم با دیدن عکست توی شهر، برای سلامتیت صلوات می‌فرستم. تو عادت نمیشی، و داغت سرد نمیشه، و فراموش نمیشی، و همیشه یه تیکه از وجود من برای دیدنت حسرت میخوره و یتیکه از قلبم بعد از رفتنت خالی می‌مونه. من به نبودن شما، هیچ‌وقت عادت نمی‌کنم عزیزِدلم !