eitaa logo
کنجِ‌خلوت...!
485 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
15 فایل
«من پر از شعر غمم ؛ میلِ دلت نیست؟ نخوان!...» . صرفا دلی.. یه دفترچه شخصی برای اینکه شعرهایی که در طولِ روز می‌خونم، رو ذخیره کنم.. اگر خواستین استفاده کنین.. + ثبتِ خاطرات! . کپی؟! دعا کنید برامون(:
مشاهده در ایتا
دانلود
کنجِ‌خلوت...!
گریه؟! بله بارها و بارها....
اطلاعات را قطعا تایید نمی‌کنم. فقط به هر بهانه برای اویی که دیگر نداریمش می‌گریم:)
هدایت شده از ‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
- امشب برایت گریه کردم. برای بار نمی‌دانم چندم. با صدای خفه شده در گلو. امشب برایت گریه کردم، وقتی عکس هایت را در شهر دیدم. وقتی صدایت اول نماهنگ پخش شد. وقتی یک بیت شعر خواندی و ضبط ماشین آن را منعکس کرد در سرم. امشب برایت گریه کردم؛ برای غربت و مظلومیتت. برای دست جانبازت. برای خستگی‌ات. امشب وقتی کتاب تمام شد، برایت گریه کردم. برای دلم که به نبودنت عادت نکرده هم گریه کردم. برای دل‌تنگی و آرزوهایی که برای دیدنت کشیده بودم.. امشب برای خودم هم گریه کردم؛ که فرصت نشد آنگونه که باید، بشناسمت. که نشد انگشترت را بگیرم. که نشد از شوق دیدنت، تند تند پلک بزنم تا اشک هایم قرص ماه صورتت را تار نکنند‌. امشب برایت گریه کردم، وقتی چای دلم خواست‌‌‌‌. من تابحال داغ ندیده بودم. رفته‌ای و داغی بر سرم ریخته، از اقیانوس بی‌کران‌تر! من جز تو، تابحال داغی ندیده بودم که این‌قدر ناگهانی وسط یک هوس ناگهانی برای چای، بیاید و جانم را بسوزاند. من به روزهای بعد از نبودنت فکر نمی‌کردم. تو اولین داغ قلب سوخته‌ی منی، و چه اولین تلخ و پر حزنی! دلم برای صدایت تنگ شده، آقای امیدوار به نزدیک شدن به قله! دلم برایت خیلی تنگ شده آقا . [ | سوگ نامه نویس؛ بامداد بیست و پنجمین روز نبودنت| چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴ ]
از امشب:) سکوت عصرگاهی و دلی که گرفته بود(: دوتایی رفتن به بام شهر و نگاه‌کردن به چراغ‌هایی که دونه دونه روشن میشن و آسمونی که ابراش خیلی قشنگه(: نمازی که تو امامزاده خونده میشه و خرید کردن و دور دور تو شهر...
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا که نشسته بودیم... یه نگاه به لباسامون کردم؛ دیدم سرتا پا هردو مشکی‌ پوشیدیم. گفتم: می‌بینی خدا چقدر عجیب می‌چینه اتفاقات دنیا رو؟! چه تازه عروس داماد عزاداری هستیم ما:) هردو یتیم و مشکی‌پوش داغ پدر:).... گفتم: این شهرُ ببین؛ بدون آقا می‌خوایم چیکار کنیم زندگی رو؟! چجوری هنوز همه جا روشنه و زندگی بین مردم جریان داره؟! چرا ما بعد از آقا هستیم هنوز؟! چرا نفس می‌کشیم تو دنیایی که بهترینمون رو ازمون گرفت؟!:)..... چرا؟؟.......
کنجِ‌خلوت...!
پنج‌ماه…:)))))))))))) و زندگی به همین معناست ولاغیر!🫀
و بله بهترین هدیه‌ای که می‌تونین به یه دختر بدین همینه:))))))))))))) یه شاخه رُز؛ به همین سادگی و زیبایی✨
این تایم هم که... وقتِ تجمعه:) اونم با بارون((((((:
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا