ای باطن غم تو غم کربلا حسن
میراثدار غربت شیر خدا حسن
ای شاهد مصیبت فرق شکافته
ای شاهد غم در و دیوار، یا حسن
ای زخم خورده، زخم زبان خورده از همه
سردار دست بستهی قحط وفا حسن
عمری اگرچه زیستهای زادهی علی
هر روز را شهید شدی، مرحبا حسن
بخشیدهاند مال، کریمان به مردمان
بخشیدهای تو آبروی خویش را حسن
هرگز نبود با تو ولی با حسین بود
هفتاد یار صادق و بیادعا حسن
افتاد جسم قاسم و عبداللهت به خاک
شد نذر آخر تو چه زیبا ادا حسن(:
کنجِخلوت...!
تو رفتی و اما با گریه میخونم: لالایی علی... #زمینه
همش خیاله..
نزار که آرزو به دل بمونه مادر.
همش سرابه..
به همه گفتم ساعت مرگِ ربابِ !
گهواره خالی..
گلم باید رو سینهی صحرا بخوابه(:
من خود به دل خاك سپردم بدنش را
يادم نرود گريه و ناخن زدنش را
آن تير كه زد حرملهی خير نديده
نگذاشت ببينم به زبان آمدنش را(:
ميخواستم بزرگ شوی محشری شوی
تا چند سالِ بعد علیاکبری شوی
ميخواستم كه قد بكشی مثل ديگران
شايد عصای پيریِ يك مادری شوی:)
لحظه به لحظه رنگ تو تغيير میكند
چيزی نمانده است كه نيلوفری شوی..
مثل دو تكه چوب لبت را به هم نزن
اسبابِ خجالتم جلوی ديگری شوی..
اين مادری ِمن كه به دردت نمیخورد
تو حاضری علی كه تاج سری شوی؟!
کنجِخلوت...!
الهی من دورت بگردم خانوم(:💔
الهی من بمیرم برای بغلت که دیگه علی کوچولوشُ نداره...(:💔