هدایت شده از آرتاگراف
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کنجِخلوت...!
«هوالمحبوب» چندروزیست دلم بیقرار نوشتن شده:) حالا که در راه هیئت هستم قلمم را هُل میدهم تا اندوخت
از باب این انس همیشگی و شدید
فاطمیهها برایم بسیار سنگین است...
کنجِخلوت...!
این بارگاه قدس که از عرش برتر است
آرامگاه دختر موسی بن جعفر است
جانم فدای گنبد زردش که سالهاست
خورشید از تشعشع نورش، منّور است
بر شانههای گرم حرم تکیه کرده مست
این دو مناره که به بلندای محشر است
در چشم ما ، زمرّد و درّ و عقیق و لعل
گر چه رواق ها همه از سنگ مرمر است
جایی که شهر قم، حرم آل فاطمه ست
تولیّتش به عهدهی او تا به محشر است
عطر مزار گم شده را پخش میکند
قبری که عکس واضحی از قبر مادر است
او خواهر امام رضا نه، که عشق اوست
اصلاً بگو که دار و ندار برادر است
از اشتیاق آمدنش سمت شهر طوس
فهمیدهام امام رضا، جان خواهر است
مثل برادرش شده، یعنی که پلکهاش
زخمی ز فرط گریه بر آقای بیسر است
با گریه خو گرفته کنارش دو چشم ما
جایی که اشکِ دیدهی او روضه پرور است
خیلی شبیه حال رباب است حال او
از بس به یاد خشکی لبهای اصغر است
زهر جفا چه ها که نکرده ست با دلش
در این دقایقی که نفسهای آخر است
هر چند داغ دیده و هجران کشیده، باز
شکر خدا که روی سرش، دست مَعجر است
یک لحظه رو به جانب گودال کن ببین
زینب هنوز خیره به رگهای حنجر است
شلاّق و کعب نیزه و سیلی به یک طرف
زخم زبان شمر ز هر چیز بدتر است..
کنجِخلوت...!
بشنوید از مُریدِ آقاسید((((((: ولی این قسمت از کفلبنان خیلی اشک داشت!(:💔
نگاه میکردیم به حالِ یتیمان سیدحسن و به حالشان اشك میریختیم، کسی چه میدانست روزی خودمان
هم یتیم خواهیم شد؟ یتیمانِ سیدعلی..
حالا تکتکِ حرفهای این مجاهد را خوب میفهمم..
- بخشیاز مستند کفِلبنان