داداش کوچیکه امروز اومده؛
با ذوق میگه ببین پشت کتابم عکس آقا رو زدن و عکس بچههای میناب...
دلم سوخت.....
خیلی دلم سوخت:)
ماها عادت کرده بودی وقتی کتابای مدرسه رو میدن، پشت جلد همشون از گام دوم چیزی نوشته باشه.... چرا کتاب درسیهای امسال انقدر غمزدهست؟!
این عکسها و این روایتها و این تاریخها چی میگه؟!:)
297.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امان از داغی که هیچ سرد نمیشه:))))))))))💔
کنجِخلوت...!
کاش میشد مثل اون سفر با مامان دوتایی بریم دوباره...
این بار من لایق نبودم:)
کنجِخلوت...!
آقایامامحسین؟! دفعهی قبلی که بغلم کردی تو تمام شبای قبلش که از فراقت میسوختم آرزوم این بود با ما
چقدر اون سفرُ دوست داشتم:)
با مامان؛ دوتایی؛ شبِجمعه؛ کربلا((:
حالا فردا شب مامان کربلاست...
من اما مثل همیشه کنج اتاق پر از سکوتم:)
کنجِخلوت...!
یادش بخیر:) همینقدر ساده و دوستداشتنی اون شب گذشت(((:
یکسال از نهم مهرماه گذشت..(: