کنجِخلوت...!
آقایامامحسین؟! دفعهی قبلی که بغلم کردی تو تمام شبای قبلش که از فراقت میسوختم آرزوم این بود با ما
چقدر اون سفرُ دوست داشتم:)
با مامان؛ دوتایی؛ شبِجمعه؛ کربلا((:
حالا فردا شب مامان کربلاست...
من اما مثل همیشه کنج اتاق پر از سکوتم:)
کنجِخلوت...!
یادش بخیر:) همینقدر ساده و دوستداشتنی اون شب گذشت(((:
یکسال از نهم مهرماه گذشت..(:
کنجِخلوت...!
یکسال از نهم مهرماه گذشت..(:
و اما این روزهای دوستداشتنی با او:))))))🫀
کنجِخلوت...!
این عکس برای هفتهی گذشتهست:)
+ وقتی ۱۱ساعت دانشگاه بودی و در
خستهترین و لهترین حالت میخوای
برگردی خونه اما عزیزترینت اینجوری
میاد دنبالت و و اکلیلیترین حالت رو
بهت برمیگردونه(((((:
کنجِخلوت...!
نامههای پرمهر لبریز از روایت احساس
اولین دیدارها در زیباترین لحظات((((: