در گلو میشکند نالهام از رقّتِ دل
قصهها هست ولی طاقتِ ابرازم نیست
#هوشنگ_ابتهاج
یک روز به بام آمدی و رخت تکاندی
این کوچه پر از رهگذر سر به هوا شد!
#پوریا_پریدار
رقیبم شانه خواهد زد ولی آشفته خواهد ماند
که موهایت فقط عادت به انگشتان من دارند
#محمد_عزیزی
چگونه از تو بگویم به دیگری که بفهمد؟
برای اهل کلیسا اذان چه فایده دارد..؟
#محمد_رفیعی
کنجِخلوت...!
همچون انار خوندل از خویش میخوریم غم پروریم حوصله شرحِ قصه نیست
تکرارِ نقشِ کهنه خود در لباسِ نو
بازیگریم، حوصلهِٔ شرحِ قصه نیست
گران گشتم به چشمش بسکه رفتم بیسبب سویش
مرا زین پایِ بیفرمان چهها بر سر نمیآید!...
مثل آتش بیقرارم، مثل طوفان بیوطن
دیگران از من گریزانند و من از خویشتن...
#احوالات
خوردیم زخمها که نه خون آمد و نه آه
وَه این چه نیش بود که تا استخوان برفت؟!...
هدایت شده از -میخـانـه!
هر آنچــه شيفته تر از پی شــدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را ؟!
محمدعلیبهمنی
-
پی یک معجزه بودم
که تو را دیدم و آه
بهترین معجزه قرن ، دو چشمان تو بود
#مجتبی_جوادنیا