مُردم از درد و به گوش تو فغانم نرسید
جان زکف رفت و به لب راز نهانم نرسید
گرچه افروختم و سوختم و دود شدم
شِکوه از دست تو هرگز به زبانم نرسید
به امید تو چو آیینه نشستم همه عمر
گرد راه تو به چشم نگرانم نرسید
غنچهای بودم و پرپر شدم از باد بهار
شادم از بخت که فرصت به خزانم نرسید
منِ از پای در افتاده به وصلت چه رسم
که به دامان تو این اشک روانم نرسید
آه! آن روز که دادم به تو آیینه دل
از تو این سنگدلیها به گمانم نرسید
عشق پاک من و تو قصهٔ خورشید و گل است
که به گلبرگ تو ای غنچه لبانم نرسید
#محمدرضا_شفیعیکدکنی
فرقی نداشت،
دیشب و امشب برای من!
جز آنکه بر نبود تو؛
یک شب اضافه شد ...
#نجمه_زارع
باز هم جمعه شد و از تو نیامد خبری
نیست در شهر چرا از گل نرگس اثری؟
تا به کی منتظر آمدنت باشم من؟
غایب اما، تو همیشه به دل و در نظری!
خستهام از خودم و مردم دنیا و زمان
تو که آگاهترینی، تو که صاحب بصری!
کعبه یا کرببلا، مشهد و ایوان نجف!
به دعای تو همیشه، تو که دائم سفری!
کاش میآمدی ای یوسف کنعانی ما
خستهام زین همه دنبال تو و در به دری!
#نازنین_حاصلی
#امام_زمان
عِشق قِلیانیست با طَعم ِ خوش ِ نعنا دو سِیب
میکشی آزاد باشِی، مُبتلاتَر میشوی..
بـا حـال امـروزم، مـیـان خـــاطـرات تـو
باران نمی بارید، اگر یک ذره وجدان داشت!
#رویاباقری