کنجِخلوت...!
یکی از نوکرای واقعی اینو خونده
کسی که توی بین الحرمین فوت کرد..
سرنوشت قشنگیه...
کنجِخلوت...!
یکی از نوکرای واقعی اینو خونده کسی که توی بین الحرمین فوت کرد.. سرنوشت قشنگیه...
جلوی حرم سقا
رو دستای زائرا
تشییع شد..
هدایت شده از - چکامه -
تقوا نبوده علت شب زندهداریام،
بیخوابی عمیق من از فکرهای توست.(:
کم است حوصله و رنج و درد بسیار است
به هرکه مینگرم، چون خودم گرفتار است
اگر رقیب برایت هنوز محترم است
عجیب نیست، خداوندگار ستّار است
تو را درست ندیدم سر قرار... ببخش!
که هرچه میکشم از اشکِ مردمآزار است
مرا به کار نیامد هزار فضل و هنر
همیشه میوه برای درختها "بار" است
بگو که مرگ مرا زودتر رقم بزند
که عمر، خواب عمیقی به من بدهکار است
سرت را سمت کوه استوارِ شانهام کج کن
که من از روزِ اول دلخوشم با درد سرهایت!
#آرش_مهدی_پور
جمله اسرار نهان است درون لب دوست
لب گشا پرده برانداز از این مشکل ما
یا بکش یا برهان زین قفس تنگ مرا
یا برون ساز زدل این هوس باطل ما
لایق طوف حریم تو نبودیم اگر
از چه رو پس ز محبت بسرشتی گل ما
زخم ها بسیار اما نوشداروها کم است
دل که می گیرد تمام سِحر و جادوها کم است
هر نسیمی با خودش بوی تو را آورده است
بادها فهمیده اند اعجاز شب بوها کم است
تا تو لب وا می کنی زنبورها کِل می کشند
هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است
بیشتر از من طلب کن عشق ! من آماده ام
خواهش پرواز کردن از پرستوها کم است
از سمرقند و بخارا می شود آسان گذشت
دیگر این بخشش برای خال هندوها کم است
عاشقم...یعنی برای وصف حال و روز من
هرچه فال خواجه و دیوان خواجوها کم است
من همین امروز یا فردا به جنگل می زنم
جرأت دیوانگی در شهر ترسوها کم است
#رضا_نیکوکار