از سختیِ قیامت، ما را چه باک باشد
بیتو گذشت ما را، هر دم هزار ساعت
#تأثیر_تبریزی
آمده ام باز درِ میکدهات گریه کنان
تشنهام تشنه دیدار سبویی برسان
این طرف آن طرفم جانِ رقیه مکشان
بندهات را به سر سفره زهرا بِنِشان
خواهشم اشک دو چشمان مرا جاری کن
کار از کار گذشته تو فقط کاری کن..
سینه ام بادیِ تور است پر از نورِ جلیست
تازه فهمیدهام این گریه چه خیرالعملیست
دامنِ رحمت تو هم ابدی هم ازلیست
بنده سینه زنت دست به دامان علیست
به سرم سایه ایوان و امانِ نجف است
دلِ من تنگ علی.. تنگِ اذان نجف است
من به هم ریختهام کاش که درهم بخری...
گذری هم که بیایم تو زِ من میگذری
درشبِ اولِ قبرم زِ تو دارم اثری
آمدم تا که مرا پیشِ حسینت ببری
من خجالت زدهی تو شدم آبم نکنی
جلوی چشم علمدار خرابم نکنی
آمدم تا که فقط دل بسپارم به حسین....
بگذارید بیوفتد سروکارم به حسین
باز افتاده همه کوله و بارم به حسین
تک و تنها کس و کاری ندارم به حسین
هدایت شده از GOM | گُم
به تكلّم .. به تبسّم .. به خموشی .. به نگاه ..
می توان بُرد به هر شيوه دل آسان از دست
داغ رسواییست بر پیشانی آمال ما
لاله را شرمنده سازد صورت احوال ما
جز وبال گردنِ گردونِ گَردان بیش نیست
بر فلک گر هست رخشان کوکب اقبال ما
رنگ رخسارم حکایت گرچه از شادی کند
هست کوهِ غم نهان در خاطر تمثال ما
گو مسیحا را که ما را حاجت دجّال نیست
روزگار تنگچشم ماست چون دجّال ما
راه را از شش جهت بستهست صیّادِ اجل
میکند چون سایه از پشت قفا دنبال ما
امتیازی کِی بُود در دیدهی روشندلان؟
با گدا یکسان نماید شاه در مثقال ما
نقد جان بر خاک پایش میفشانم بیدریغ
مژده گر آرَد ز جانان پیک فرّخفال ما
توسنِ گردونِ گَردان بین «پدیده» چون فشاند
گرد هستی از وجود خسته و پامال ما...
#بیوک_پدیده
هدایت شده از فیالبداههیمن :)
انکه مست امد و دستی به دل ما زد و رفت . .
خواست تنهایی ما را ، به رخ ما بکشد :)
-جناب ِابتهاج
#هوشنگ_ابتهاج
او که "همدردم" شده،گویا خودشهم "درد" بود
او خودشزخمِ همان مرهمکه میآورد بود...!
#سید_سعید_صاحب_علم