تو این وضعیت خرابم...
+میرزامحمدی
#مناجات_شعبانیه
از واژگان از شعرها من دفترم خالیست...
دیگر ندارم من غزل آری سرم خالیست...
حالا که محتاجم ندارم دوستی دیگر
در غصهها و دردها دور و برم خالیست
پُر بودم از شوق و امید ماندن و گفتن
حالا ولی شوقی ندارم، ساغرم خالیست
از دردها، از شعرها، دیگر گریزانم
از نور امید و خوشی من پیکرم خالیست
او رفته و حالا منم یک روح سرگردان
حالا یقیناً شعرها از دلبرم خالیست
او که نباشد من نمیخواهم غزل، بیتی
از واژگان از شعرها من دفترم خالیست...
#نازنین_حاصلی
کنجِخلوت...!
. من طاقت یعقوب ندارم؛ بغلم کن ...
فرياد و فغان و نالهام دانی چیست؟
یعنی که
تو را
تو را
تو را
میخواهم...
کنجِخلوت...!
امروز حوالی ظهر وقتی استاد وارد کلاس شد روی تخته جمله ای نوشت و فرصت داد تا بنویسیم.. فهمیدم چقدر ق
یادش بخیر! پشت مرا ناگهان شکست
آن دوستی که خواست بمیرد برای من
#مهدی_فرجی