هدایت شده از - رادیو سَرمست -
آراستہ ظاهریم و باطن ، نہ چنان
القصہ ؛ چنان کہ مینماییم ، نِہایم !
هزار شکوه به دل ماند و تا گلو نرسید
چه نامهها که نوشتم، ولی به او نرسید
خوشا به گریه، که روزِ وداع، دستانم
اگر رسید به گیسوش، بیوضو نرسید
هزار حرفِ جگرسوز بر دهانم بود
شکست بغضم و کارم به گفتگو نرسید
میانِ شهر، گریبان دریدم از غمِ خویش
رمیده بودم و عقلم به آبرو نرسید
جهان چه بزمِ خسیسانهای به پا کردهست
که عمرِ ما به سر آمد، ولی سبو نرسید
#حسیندهلوی
در امـــتداد بی کـــسی ام رو بــه آیــــنه
صبح سه شنبه ی توی دیوانه هم بخیر....
#حسین_مرادی
کنجِخلوت...!
ما خستهایم از این قفسِ صدهزار قفل دلتنگی و کدورت و غربت بهانه است... #غلامرضا_طریقی
گریه ام در دل گره شد ناله ام بر لب شکست ..
وای از قفلی که مفتاحش درون خانه ماند :)
ولی خنده های پدربزرگم...
وقتی از خاطراتش و
آشپزی تو هیئتا صحبت میکنه💚
خیلی قشنگه🌿
کنجِخلوت...!
نقشی ضعیف بودیم بر صفحه شڪستن چون هائِ روی شیشه رفتیم رفته رفته...
نفسی زد به تن شیشه و اینگونه نوشت
رخصت دیدن تو حسرت این پنجره هاست
#علی_الواریان