_برایت ده دقیقه راه رفتن روی جدولِ خیابان تجویز میکنم؛
تا بفهمی عاقل بودن چیزِ خوبیست، اما دیوانگی قشنگتر است(:
'نیما یوشیج'
گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی
کو رفیق راز داری؟ کو دل پرطاقتی؟
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت
شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـی
تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد
غنچهای در باغ پرپر شد ولی کو غیرتی؟
گریه میکردم که زاهد در قنوتم خیره ماند
دور باد از خرمن ایمان عاشق آفتی
روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت
کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی
بسکه دامان بهاران گل به گل پژمرده شد
باغبان دیگر به فروردین نداری رغبتـی
من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تو
آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی
هدایت شده از
- به رقص مرگ میان ِ
تنت ادامه بده ؛
نفس بگیر و به جان
کندنت ادامه بده ..
زود است که آلودهٔ مرهم شود این زخم
یک چند مرا با جگرِ ریش گذارید...
#طالب_آملی